انگیزه وبلاگ نویسی

سپتامبر 8, 2009

اولین وبلاگی که در زندگیم خوندم مال بردار بزرگترم بود. دقیقا یادمه سال اول دانشگاه بودم و عین ندید پدید ها هی می رفتم و می خوندم ببینم چی گفته. بعدش دیگه افتادیم 4 سال تو درس و تنها وبلاگ هایی که  می خوندم مال دوست و رفیق های دانشگاهم بود.

راستش خودمم چند بار تو دوران دانشجویی وبلاگ ساختم. یکی دوبارش با دوستام بود که چند تا پست می نوشتیم و ولش می کردیم. و این طور شد که سال ها فقط وبلاگ می خوندیم بیشتر تا وبلاگ بنویسیم.

اما از دو سه سال پیش تصمیم گرفتم جدی وبلاگ بنویسم.شاید از وقتی که درس لیسانسم تموم شد و احساس کردم وقتم بیشتره یا مثلا بچه های دانشگاه دیگه نمی فهمن وبلاگ دارم و با خیال راحت زندگیمو بر می دارم میارم تو وبلاگم.

هدف خاصی نداشتم اولش از وبلاگ نویسی.مثل همه ثبت خاطرات و عکاسی و تولید علم و… یادمه اون اول ها هم خیلی دلم میخواست شبیه افراد خاصی بنویسم.مثلا صفا در لس انجلس یکی از وبلاگ نویس های مورد علاقه ام بود. یا زهرا اچ بی و نقطه ته خط و خورشید خانم ….بعد از مدتی احساس کردم اگر شبیه خودم بنویسم از همه بهتره. البته خیلی از مطالبم رو سعی می کردم برای همه و به قولی افرادی که دنبال چیزی می گشتن بنویسم و تا حدی هم لاقل تو این هدفم موفق بودم. چون هر روز می بینم با چه سرچ هایی رسیدن به وبلاگم و کمی امیدوارم مطلبم به دردشون بخوره…به هر حال این طور شد که دیگه برای خودم می نوشتم.برای اینکه یه چیزایی یادم نره.مثلا اینکه طرز تفکر و نگاهم به قضایا چه جوری بوده و شاید این طوری می تونستم سیر تکاملی خودمو دنبال کنم :دی

الان(مخصوصا بعد از انتخابات) خیلی دایره وبلاگ هایی که می خونم رو محدود کردم. دلیلشم که از پست قبلیم معلمومه چرا. تا بعد ببینیم چی میشه. راست راست راستش دیگه خیلی هم برام مهم نیست آدم های زیادی اینجا رو بخونن. یه جورایی بیشتر دوست دارم همین افرادی که میشناسم یا از سرچ میرسن به اینجا. دلم نمی خواد دیگه پستیم مثلا تو بالاترین و سایتهای این مدلی بره.همینجا نشستیم داریم زندگیمونو می کنیم دیگه. و اینکه قبلا هم گفته بودم یه مدتیه خیلی شخصی نویسی هام رو تو تامبلرم می نویسم.البته دوست دارم اونم بیارم تو وردپرس اما بلند نیستم چه جوری(برای بلاگ اسپات و سرویسهای دیگه داره اما برای تامبلر متاسفانه وردپرس هنوز این قابلیت رو نذاشته یا من بلد نیستم).آهان اینم بگم تو این 3 سال(مرداد امسال شد 3 سال) هیچ وقت نخواستم که دیگه ننویسم. بعضی وقتا به خودم مرخصی می دادم اما خیلی احساس خوبی به اینجا دارم. احساس می کنم به قول منیره مثل بچه امه که دیگه نمی تونم ازش جدا شم.

دیگه همین.با تشکر از گیله مرد عزیز که منو به این بازی دعوت کرد.

8 Responses to “انگیزه وبلاگ نویسی”


  1. خیلی عجیبه که ادعا نکردی از روز اول وبلاگنویسی آشنا بودی :)‌آخه الان کسی پیدا نمی شود که نگه از روز اول بشریت و حتی قبل از سلمان جریری وبلاگ می‌نوشته :))
    عروس راستگو کلا نعمتی است برای خونواده :))))))


  2. مریم خانم. به نظرم بد نیست اسمایلی رو توی وبلاگت خاموش کنی چون کلا اسمایلی های خوشگلی نداره. می‌بخشی دخالت می‌کنم البته :)

  3. hamid Says:

    عجب جریانی، بیشتر از اون قسمته تولید علم خوشم اومد، صادقانه نوشتن رو از کی یاد گرفتی، آهان یادم نبود داری مثله خودت مینویسی، در کل من نظرم نسبت بهت مثبته، آره منم باهات موافقم، همین که نرفتی دنباله تبلیغه وبلاگت خودش خیلی ارزش داره، میدونی چی میگم دیگه،

  4. حمید Says:

    وقتی انقلابی صورت میگیره، اون انقلاب برای پیشبرد کشور و تغییراتی رو به جلو در کشور هست. حامیان رژیم قسمتیشون ارداتمندان زر و قدرتندو به همین خاطر خودشون رو ارادتمند حکومت هم معرفی میکنند و قسمتیشون ارادتمندان واقعی رژیم هستند. همه اینها هم رژیم فعلی رو بسیار بهتر و والاتر از رژیم پیشین میدونند و حتی بعضی از اونها این رژیم رو با لقب «مقدس» خطاب میکنند.وقتی اینچنین از رژیمی تعریف میکنند باید رژیم مطبوعشون تفاوتی زمین تا آسمانی با رژیم قبل داشته باشه و این تفاوت زمین تا آسمانی ِ در جهت مثبت رو هم البته بطور مستند بتونند اثبات کنند. ولی این افراد دلیلی عقل پسند برای این ادعاشون ندارند و فقط به شعار بسنده میکنند.
    مثلن باید بگند در رژیم قبل خفقان و سرکوب وجود داشته و در این رژیم همچین چیزی وجود نداره.که به گفته منتظری «روی ساواک رو سفید کردند» و به گفته کروبی » رفتارشون از اسراییلیها هم بدتر هست» و جنایاتی که اینها میکنند و روشهای اعتراف گیری که به کار میبرند عمق حیوانیتشون رو نشون میده. مثل اونچه که فرشته قاضی از دوران بازداشت خودش نقل کرد. جنایتکاران مجازاتی شدن؟نه. مجازات نشدند که با آسودگی خاطر از در امان بودن و با جسارت و حیوانیت بیشتری به اعمالی شنیع تر اقدام میکنند. و اگر محاکمه ای هم بخواند براشون به صورت نمایشی برگزار کنند به محاکمه یک سربازی که ریش تراش دزدیده اون رو کاهشش میدند. واقعن تصور زندگی در مملکتی که چنین هرج و مرج و بی قانونی و عدم امنیتی وجود داره که یک دختر رو میدزدند و بعد هم هر رفتاری که خواشتند باهاش میکنند و بعد در بهترین حالت رهاش میکنند آدم رو وحشت زده میکنه. قانون در مقابل نهادهایی که وظیفه سازمانیشون سرکوبی و ایجاد رعب و وحشت و خشونت در جامعه در قبال معترضین هست متاسفانه سکوت اختیار میکنه.نه اینکه قانونی برای برخورد با اقداماتشون وجود نداشته باشه،قانون کج دار و مریضی وجود داره ولی برای این نهادها اجرا نمیشه.سرکوب و خشونت ورزی و بی قانونی و احساس عدم امنیت فقط از جانب این نهادهای رسمی هم متاسفانه نیست. مشتی اوباش جان بر کف و ذوب شده که در درندگی و وحشیگری بی نظیرند هم در کنار اینها وجود داره که زیر نظر همین نهادهای رسمی هستند و در مواقعی که اعتراضی بلند میشه غلاده هاشون رو باز میکنند و اونها رو به جون مردم میندازند.این درندگان به حق و انصاف بسیار درنده تر از انسانهای ربات وار جان بر کف هیتلر آلمان نازی هستند.آیا وقتی نیروهای ذوب شده در عقاید هیتلر جنایت میکردند،اون جنایت فقط به گردن کسانی بود که مستقیمن جنایت رو مرتکب شده بودن یا به گردن هیتلر هم بود؟مشخصه که به گردن هیتلر هم بود. و جنایاتی که این قشون حیوان صفت و ذوب شده انجام میدند بر گردن مراد این افراد نیز هست. چون این افراد قابل دستگیری هستند و برای دستگاههی امنیتی به گفته بیانه سازمان مجاهدین انقلاب قابل شناسایی هستند» قطعاً شما اظهارات بوقچی های تبلیغاتی که این گونه اعمال را اقداماتی خودسرانه از سوی لباس شخصی های ناشناس معرفی می کنند، باور کردنی نمی دانید. از ما نیز نخواهید باور کنیم در کشوری که دستگاه های اطلاعاتی نظامی و غیر نظامی آن به شناسایی و متلاشی کردن مخوف ترین سازمان های تروریستی افتخار می کنند عده ای مجهز به بی سیم و دستبند و سلاح در روز روشن می توانند بارها به کوی دانشگاه حمله کنند و جوانان این مردم را سلاخی کنند و در خیابان آدم ربایی کنند و شجاعانه و بدون ترس از رد یابی تلفن با منزل افراد تماس بگیرند و … و شناسایی هم نشوند.» میبینید که تفاوت دستگاههای سرکوب در رژیم قبل و رژیم فعلی زیاد هست.در رژیم قبل فقط ساواک وجود داشت.
    وضعیت زنان رو اگر بخوایم با رژیم شاه مقایسه کنیم میبینیم که زنان در رژیم شاه حقوقی بسیار بیشتر از حقوقی که بعد از 30 سال در این رژیم دارند بود. قوانینی که تصویب شد و بعد از انقلاب لغو شد. همین شیرین عبادی قبلن قاضی بود. و جامعه و قوانین همسو با هم به سمت رفع تبعیض پیش میرفت. ولی کدام انسان منصفی از نقش انقلاب در واپس گرداندن حقوق زنان به دهه ها قبل از انقلاب معترف نیست؟ چیزی که این انقلاب برای زنان به ارمغان آورد فقط حجاب بود. و حجاب که به گفته فلان «آیت الله» به نماد و اصل اسلام تبدیل شده، چگونه باید برافراشته بشه؟جز این هست که همانطور که یک پرچم نیازمند ابزاری برای به نمایش درآمدن هست، زن هم ابزاری میشود در راستای نمایش آنچه که در این رژیم به دلیل قابلیت تغییر ظاهر جامعه ای که میخواهند به زور اون رو که زیر سیطره «حکومت اسلامی» هست اسلامی جلوه بده به ظاهری اسلامی، تبدیل به نماد اسلام و یک اصل در اسلام شد.یعنی نمایش حجاب.
    اگر منظورشون اجرای شدیدتر و غلیظتر احکام اسلامی بعضن هولناک و تبعیض آمیز و ناعادلانه هست که جامعه داره با این قوانین مبارزه میکنه. و در رژیم شاه هم البته قوانین مبتنی بر اسلام اجرا میشد.
    اگر منظور دین سرایی و تلاش در جهت اشباع فضای جامعه از دین هست که چیزی که این کار براشون به همراه آورده نه تنها متدین تر شدن مردم نبوده بلکه بی اعتنایی به دین یا دین زدگی یا دین گریزی یا در مرحله شدیدترش دین ستیزی نسبت به رژیم پیش بسیار بیشتر شده. و البته این دین سراییها فقط اینها رو باعث نشده بلکه یک تعدادی رو تبدیل به موجوداتی درنده کرده و افزایش رفتارهای خرافی و افزایش ریا و آفتهای دیگراشباع جامعه از دین رو به جامعه اعمال کرده.
    اگر منظورشون برکنار کردن یک دیکتاتور و چیزی به نام «راس » به نام شاه هست که نیاز به گفتن نیست که وضع بدتر شده.چون دیکتاتورهای کنونی که روی کار میاند مغزشون اسلام زده و مرتجع و دچار سخافت فکری هستند. و فرق هست بین این فرد و یک دیکتاتور روشنفکر(منظورم شاه نیست).
    اگر منظورشون عمران و آبادیهای لاک پشتی ای هست که فشار زمان اونها رو ایجاد کرده که باید گفت که مگر اگر یک رژیم دیگه ای روی کار بود مینشت نگاه خودش میکرد. اینها کمترین چیزهاییست که اگر هیات حاکمه بوق هم باشند توی مملکتی با این ثروت ایجاد میشند.
    پس میبینیم که نه تنها وضع کشور در زمینه های مختلف نسبت به قبل بهتر نشده بلکه بدتر هم شده در صورتیکه مدعیانی که به دم کفتار «مقدس» میبندند باید تفاوتی زمین تا آسمانی رو ارائه بدند نه اینکه تفاوتهای اندک یا پسرفت.

    گناه خمینی سرنگون کردن رژیم شاه نبود بلکه روی کارآوردن رژیمی بسیار بدتر از رژیم شاه بود. رو کار آوردن رژیمی ایدئولوژیک و رژیم ایدئولوژیک چه رژیم حاکم بر ایران و چه هر رژیم دیگری، یعنی مظهر شر. رژیم مبتنی بر ایسم و ایدئولوژی ماهیتشون با آزادی ناسازگار هست و نیازمند سرکوبند. هر چقدر که فاصله مردم با ایدئولوژی مطلوب رژیم فاصله بیشتری پیدا میکنه،حکومت حاکمان بر مردم سخت تر میشه. پس رژیم تمام تلاشش رو برای کاهش یا دست کم عدم افزایش بیشتر این فاصله بوسیله بوقهاش که به حد اشباع در این راستا به رژیمشون خدمت رسانی میکنند ،انجام میده. و البته تلاششون هم بی نتیجه هست.و مشخصه که در این جو، آزادی بیان که از طرف عده ای میتونه منجر به زیر سوال بردن ایدئولوژی حکومت بشه، وجود نداره. حریمها و خط قرمزها و محدودیتها و قدعنها در این رژیمها خیلی زیادند. هر چیزی یا کاری یا رفتاری که باعث دورشدن بیشتر مردم از اجزای ایدئولوژی رژیم بشه یا اون رو زیر سوال ببره با نشون دهنده عدم احترام و اهمیت مردم به اون جزء از ایدئولوژی بشه ،در زمره ممنوعه ها قرار میگیره.ولی به راستی بزرگترین گناه یا بهتر هست بگیم جنایت خمینی گماردن یک هیولای بی شاخ و دمی به نام شاه ولی خان بر مملکت هست. افرادی که از خمینی دم میزنند و مداحی اون رو میکنند به راستی دلیلشون برای این مداحی چی هست.

  5. رضا Says:

    با سلام چنانچه مایل به تبادل لینک هستید لینک ما را با عنوان طراحی وب سایت
    و آدرس http://www.tamweb.ir در سایتتان قرار دهید و به ما اطلاع دهید
    تا لینک شما را قرار دهیم.
    خوشحال میشیم وب لاگ شما را به بازدیدکنندگان وب سایتمون معرفی کنیم

  6. hamid Says:

    با اینکه قسمتهایش رو فکر کنم یجایی قبلا خونده بودم, ولی خوشحالم از انگیزهات گفتی و آگاهمان کردی,الهی بمیرم چرا کسی رو دعوت نکردی؟!

  7. hamid Says:

    تو رو جونه حمید حرفی بزن، دلم گرفته دلم میخواد حرفهای خوب و مثل قبلی ها بدونه منظور و دلی،
    دوباره بنویس به امیدی آمدم، دلم میخواست دوباره حالم خوب بشه، جدی میگم ولی واسه شوخی و خنده یا این صوبتا اومدم، شرمنده زود پسر خاله میشم، نیاز تعارف نداره
    دیگه چیزی نمیگه، شاید باعث نشه که دست برادرت را نگیری و این صوبتا,وسلام


پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s

%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: