کودکی های من

آوریل 26, 2009

خوب اول از همه بگم به لطف این فیل تر های جدید دسترسی به داشبورد وردپرس به حالت عادی ندارم و باید با عمیلات ژانگولر وارد شم و داغ لایو رایترم که به دله من موند.
به دو تا بازی دعوت شدم.اول از همه یوزپلنگ عزیز منو به یه بازی عجیب دعوت کرده که من خیلی سر در نیوردم اما چیزی که حدس می زنم در مورد این بوده که تصورات ما از بعضی چیزا تو کودکیمون چی بوده.
خوب من خیلی یادم نمیاد اما یادمه تا وسط های دبستان همیشه فکر می کردم حضرت فاطمه و حضرت زهرا دو شخصیت متفاوتن و یکیشون دختر اون یکی میشه و خنگ بودیم خلاصه.
یه زمان هایی هم قبل از اینکه برم مدرسه مدتی سالک داشتم.برای اطلاع بگم سالک یه پشه ایه که وقتی آدم رو می زنه یه چیزی مثل جوش رو پوست آدم می مونه.اون موقع ها زمان جنگ بود و کسی تو این مایه های زیبایی و پوست و موست نبود و درمانی برای این جای زخم نبود. یادمه مامانم خیلی جاها منو می برد.یکی از جاهایی که میرفتم علوم پزشکی دانشگاه تهران بود.بعد همیشه یه آمپول به صورتم می زدن و چون این میله های دانشگاه(این سبزا رو میگم) نوکش تیز بود همیشه هر وقت میدیممشون یاد آمپول و درد می افتادم و تا مدت ها میله دانشگاه تهران برام مساوی بود با آمپول.البته خدا رو شکر آخرش یه خانم دکتری پیدا شد که زخم رو خوب کرد و فقط جاش مونده الان :)
بازی دوم هم آیدای عزیز منو دعوت کرده که عکس از بچگی هام بزارم

عکس1

dsc06194

dsc06189

این سه تا که بدونه شرحه

dsc06187

وای وای عاشششقه این عکسه خودمم.شلوارم آخرشه.می تونه تو بازی جوات ها بهترین های سال بشه

dsc06188

ادا بازی

dsc061901

اینجا تو بغل خاله خدا بیامرزم بودم و هی می خواستم برم و مامانم اصرار داشت بشینم بنابر این این ادایی که میبینید در اوردم.

دیگه فکر کنم همه این بازی رو کردن و من نفر آخر بودم.بنابر این هیچ کس دعوت نیست :دی

14 Responses to “کودکی های من”

  1. زهرا Says:

    ای جان ای جان
    من عاشق اون عکس ادا بازی شدم :*:*:*

  2. منیره Says:

    بخورمش این خانم خوشکل رو :*
    :)) دارم فکر میکنم من به غیر از مشکل گفتاری (به صغرا خانم میگفتم صبری خانم و یه همچین چیزایی) دیگه چه تصورات و چیزای عجیب غریب داشتم

  3. ikka Says:

    سلام.چه عکسهای خوشگلی! چقدر سر این توضیح عکس جواتی خندیدم:)) موفق باشی.

  4. حدیثه Says:

    عکس چهارمت رو دوست میدارم :*

  5. سينا Says:

    اين شلواره كلي خندوندمون. مد بود ديگه .ايشكال نداره.

  6. محمد Says:

    سلام مریم خانم خسته نباشی
    عکسهات خیلی خوب بودند.
    اگه یه سری به ما بزنی خوشحالمون می کنی.
    掆دوستدار شما محمد掆

  7. سارا Says:

    ایول مریم جونم ،چه عکس های با حالی گذاشتی ،شیفته اون عکس با اون شلوارتم. خیلللللللللییییییییییی باحاله. من که save کردمش.

  8. میلاد Says:

    سلام مریم خاااااااااانم از عکسهات خوشم اومدله به ماهم یه سری بزن

  9. saman Says:

    salam ey kash hamishe donyaye kodaki bood
    shoma dokhtara vaqto bozorg misshid cheqad maqroor mishid
    va gahi vaqtha cheqad zood gol mikhorid ama in do ta too bachegiatoon daqian baraxe

  10. آتوسا Says:

    سلام جیگر.خیلی با عکسات حال کردم.
    اون موقع انقد خوشگل بودی الن که دیگه فرشته ای…

  11. مختار Says:

    خداوند خيلي مهربون كه واسه دوست قيمت نذاشت وگرنه من هر كاري مي كردم نمي تونستم يك دوست با ارزشي مثل تو بخرم

  12. مریم Says:

    سلام من هم مریم هستم اولین باری هست که وبلاگت می خونم جالب بدونی دنبال 1 وبلاگ نویس هم اسم خودم بودم بهر حال همیشه شاد و موفق باشی

  13. amir Says:

    رفتم تو امايل دهه60-زماني که کودکستان مي رفتم.


پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s

%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: