گزارش جشن پرشین بلاگ!

اکتبر 15, 2008

آقااااا من گزارش جشن پرشین بلاگ ندارم.اه کفرم در اومد. نیس اصن بهم بر نخورده و ناراحت نیستم هر روز هم 200 تا وردی از سرچ این کلمه دارم.آقا من جشن رفتم اما گزارش ندارم.بفرمائید برید همون سرچ های اولی که ایندکس شده رو بخونید.ای بابا!

پ.ن: 2 3 روز خیلی افسرده بودم سر جشن.چراش بماند .بزارید به حساب حساس بودن یا حسود بودن یا هرچی. یه مطلب هم نوشتم اما فعلن قصده پابلیشن ندارم. شاید چون حوصله توضیح دادن و اینکه کسی دلش برام بسوزه رو ندارم.ازدسته کسی هم ناراحت نیستم.از دسته پرشین بلاگ هم ناراحت نیستم (بیچاره پرشین بلاگ که میاد ثواب کنه بد تر کباب می شه بعد از هر جشنیش یه دو جین فحش از وبلاگ های مختلف می خوره) از دسته خودم ناراحتم.شایدم یه روزی اومدم به این پستم خندیدم. هار هار هار

11 Responses to “گزارش جشن پرشین بلاگ!”

  1. زهرا Says:

    عه مریم جان چی شده ؟:(
    حسودی به چی؟

    درباره بخش سانسور باهات موافقم درد مشترکه این روزا :((

  2. منیره Says:

    مريم :(
    چته خانمي؟؟
    خوب منم خيلي حسوديم شد. ميتوني از حديث بپرسي. همون جا رسما اعلام کردم که کلي خورد تو ذوقم و کلي هيچي نيستم و اينا.
    مطلب وبلاگم رو که خوندي.
    ولي بازم دليل نميشه که کنار بکشم.
    من خودم هستم. تو هم خودتي. من وبلاگم رو واسه گاه گاهي کامنت دهنده اي چون آبجيم که مياد قربون صدقم ميره دوست دارم.
    تو هم بايد وبلاگت رو به خاطر من يا هر خواننده ديگري دوست داشته باشي. همون طور که تالمبرت رو عاشقانه ميخونم و اغلب مطالبش رو هم با جون دل شير ميکنم.
    نبينم غصه دار باشيا. زود بيا اصفهان ببينمت، خانم بي معرفت که زود جا گذاشتي رفتي.

  3. maryamss Says:

    به منیره و زهرا:آقا من حسودیم نشد البته :)من از دوسته خودم ناراحت بودم که چرا یه چیزایی ییهو برام مهم میشه.بعد فکرمم بهش مشغول میشه.حالا بعدن می نویسم.مرسی به هر دو تا تون :* :*

  4. زهرا Says:

    خوب در این مورد هم باهات موافقم
    من خودم گاهی اوقات که یه مطلبی رو مینویسم فرداییش عصبانی میشم از دست خودم به اینکه چرا گاهی اوقات یه موضوع بی اهمیت میتونه منو اینقدر ناراحت و یا عصبانی کنه

    اصلا وبلاگ همینه دیگه به خصوص برای ماها که تخصصی نمینویسیم همش شرح حاله یه بار عصبانی ایم یه بار حسودیم یه بار خوشحالیم و …
    اما منیره چیز خوبی نوشت اینکه برای کامنتا و قربون صدقه خواهرش :)
    راست میگه من گاهی اوقات کامنتای داداشم رو میخونم (ناشناس کامنت میذاره) کلی ذوق می کنم

  5. امید Says:

    بی خیال مریم جان.. این چیزا همیشه هست و خوبه که خودت هم میدونی مقطعی هست. ارزش گرفتن شادی ادم رو نداره. اول و اخر خودت نذار این حس هارو داشته باشی. دوستایی هم داری که هواتو داشته باشن مثل زهرا جان و بقیه بچه های گل.. شاید منم یه یکی از کوچولوها
    take care


  6. سلام به مریم عزیز .
    من نفهمیدم چرا ناراحتی اما اگر قصور از ما بوده ببخش . باور کن این همایش ها بهانه ای است که دور هم جمع شویم وگرنه همه می دونیم که خیلی سخته افکار اینهمه وبلاگ نویس را داوری کرد یا اینکه به یه اندازه همه را دید . من بازم از تو معذرت می خوام اگر غفلتی بوده . از اینکه این همه دوست خوب دارم لذت می برم البته اگر شما من رو هم از دوستات به حساب بیاری ..

  7. maryamss Says:

    اقلیما جان خیلی ممنون از کامنتتون.واالا من با خودم درگیری دارم اتفاقن برنامه شما هم خیلی خیلی عالی بود.دستتون درد نکنه به خاطر همه زحماتی که شما و همکارانتون کشیدید. و خدائیش از دسته کسی هم ناراحت نیستم.فقط ناراحتم که نشد درست با هم آشنا بشیم.ایشالا یه موقعی که سرتون هم خلوت تر بود مزاحم میشم.ممنون که سر زدید

  8. maryamss Says:

    مرسی امید جان :)


  9. حرف هام رو قبلا زدم ، ولی کار خوبی کردی که گفتی ، فکر کنم سبک شی اینطوری .

  10. maryamss Says:

    مرسی کاوه جان.آره آدم حرفشو بزنه خوب بهتره.هرچند که من هنوز جرات درستو حسابی ندارم

  11. رضا Says:

    سلام دوست عزیز وبلاگ خیلی قشنگی داری.
    من یه وبلاگ دارم با پیج رنک 3 و آمار حدود 3-4 هزار اگه تمایل داشتی منو با عنوان افسانه جومونگ – jumong لینک کن وخبرم کن تا وبلاگ قشنگتو لینک کنم.
    موفق باشی


پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s

%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: