گریه

ژانویه 29, 2008

نمی خوام افراد وقتی میان اینجا رو بخونن از زندگی نا امید شن.ولی بعضی وقتا باید اینجا هم بنویسم تا سبک شم.

گریه کردن صبر آدمو بیشتر می کنه.همیشه آرزو می کردم کاش توی محل کارم یه جا برای گریه کردن می ذاشتن تا هرکی دلش گرفت بره اونجا دور از چشم همه سیر گریه کنه.

دلم می خواد همه کارمو بذارم و فرار کنم ….برم نقاشی بکشم.

شعر «اولین حرف» کاوه یغمائی رو خیلی دوست دارم:

صحبت سکوت سرده ، آدمای توی قابه
حرف این صورتکها نیست ، حرف اون ور نقابه
حرف تردید یه نسله میون رفتن و موندن
بین خوابیدن تا ظهر یا دم سحر پریدن
یکی باید بگه آخر من و تو کجای کاریم
وسط یه راه روشن یا هنوزم توی غاریم
یکی باید بگه آخر چرا رنگ ما پریده
چرا با این همه عینک هیچ کسی ما رو ندیده

هیچ اتفاق خاصی نیوفتاده.شاید فقط سروتونین؟ خونم کم شده….

پی نوشت:سروتونین یه ماده ای یه که کمبودش به افسردگی(مخصوصا خانوم ها) ربط پیدا می کنه.

32 Responses to “گریه”


  1. درود
    همیشه خنده بر هر درد بی درمان دوا نیست…
    در مورد کاوه هم موافقم باهاتون ولی من این ترانه رو بیتشر می پسندم:
    یکی جای دست و پاهاش دادنش چند تا ستاره…
    یکی اون ستاره ها رم جای دست و پاش نداره…
    بدرود

    ممنونم….آره اون شعرشم قشنگه.من امروز مصاحبه شو گوش میدادم می گفت برای رزمنده های جنگ خونده.

  2. زهرا Says:

    در مورد سروتونین جدی نوشتی؟
    این ماده توی چی هست که به کمبودش دچار نشیم؟

    آره البته تا اونجا که من شنیدم.یه ماده ایه که تو شیر و لبنیات بیشتر وجود داره.مثلا اون خانم دکتری که من ازش اینو فهمیدم می گفت خودش هر شب یه لیوان شیر می خوره و دلیل اصلیش هم همینه!


  3. آها! : – » فهمیدم…

    :) :مریم


  4. گریه خیلی خوب و دوست داشتنیه ولی فقط تنهایی اگه سر کار میشد گریه کرد به نظرم از ارزش گریه کم میشد …

    ولی من واقعنی کم میارم بعضی وقتا

  5. gajamoo Says:

    سلام آبجی.
    اگه دیروز و امروز جای من بودید، چیکار می کردید؟!
    امیدوارم بیرون کوپن آزادش رو پیدا کرده باشید و دیگر جای نگرانی واسه مون نمونده باشه!!!
    کوپن مزاحی بیش نبود چون خواستم کمی بخندید.
    حالا من عاشق کوروش یغمایی و گیتار زدنشم.
    موفق تر باشی

    کوپن چیو آزاد کردن؟بگید ما هم بریم بگیریم…..
    آره این پسرش هم مثل باباشه صداش.یکی از دلایلی که ازش خوشم میاد همین
    ه

  6. عرفان Says:

    آرزو میکنم هر چه زودتر حالت خوب بشه, این پستت یه عکس کم داشت !!!

    ممنونم عرفان جان

  7. raoros Says:

    مریم جون من خوب می دونم چی می گی، به اون ماده هه ربطی نداره، خودمو می گم، یه چیزایی این گوشه اون گوشه کمه….

    موافقم باهات

  8. مهران Says:

    مي‌دوني من چندوقته گريه نکردم؟! خيلي وقته! D:

    خوش به حالت.امیدوارم حالا حالا هم گریه نکنی.


  9. درود
    خوشحالم که به لابدان سرزدین و خوشحالترم چون کاوه این آلبوم رو اونور داده بیرون، چون اگه اینوز یه همچین ترانه ای می خوند به چاپلوسی محکومش می کردن.
    بدرود

    بله دقیقا


  10. […] به افسردگی(مخصوصا خانوم ها) ربط پیدا می کنه…… (+) Tagged with: crying, maryamss, […]


  11. خیلی وقته یه چیز گریه دار پیش نیومده

    :) خدا رو شک
    ر

  12. najmeh Says:

    maryam baba taze ye mahe raftam inghadr daghoon shodi…fek nemikardam enghadr yani enghaaaaaaaaaaaaaaaaaaadr sakht bashe barat;)Take it easy baradar

    آره برادر.می دونی که من فقط در غم هجراتو ام!!!راستی این کاوه یغمائی ونکووره اگه یهو دیدیش سلام منو بهش برسون

  13. سحر Says:

    مریم جون منم باهات شدیدا موافقم! انگار بعضی وقتا هیچ کار دیگه ای نمیشه کرد جز گریه! البته به نظر من چون هیچ کار دیگه ای نمیشه کرد گریه میاد که آدمو تنها نذاره! (:

    مرسی سحر جون


  14. سلام عزیزم
    من که دقیقا در جریان ماجراها هستم! ولی باید بگم که ادم وقتی عمری رو در عذاب و مصیبت و محدودیت و جنایت و … زندگی کنه و این شرایط روز به روزم هی بدتر شه اونوقت ممکنه عادت کنه. حالا وقتی از یکی مثل کاوه یغمایی با اون صدای محشرش آهنگی رو بشنوی که درد دلت باشه تازه میفهمی که تنها نیستی و تو یکی از افراد یه نسل سوخته اي. نسلی که نگران فرداشه و امیدی به بهبودی نداره. منم وقتی اون آهنگو شنیدم فهمیدم که «چرا رنگ ما پريده «و واقعا دلم میخواست با صدای بلند به حال خودمون گریه کنم. ایشالا این دو سال زود بگذره و ما بتونیم آزاد شیم از این قفس ( نه توی قفس لا اقل نفس میشه کشید اینجا ما توی یه شیشه در بسته گیر افتادیم). منظورم دوسال سربازی لعنتیه.

    آره شوهر جان….خدا شر این سربازیو از سر همه کم کنه


  15. راستی وقتی مطالبت کوتاه و پر عکس باشند من حتما نظر میدم!!!!!

    وااااااااااااا یعنی چی؟من که همیشه کوتاه می نویسم….اییییییش…..اون اسم و آدرس وبت منو کشته

  16. میثم دهقانی Says:

    سلام. آخ گفتی! تو این محیط های کاری یه اتاق برای گریه و یه جا هم برای فریاد زدن از دست این مدیران عذاب آور کمه

    با: «صبحانه ای با یک معتاد بالاترین!!» به روز هستم
    http://neskafe.wordpress.com

    ممنونم.البته من از دست رئیسم اصلا ناراحت نیستم.کلا بچه خوبیه

  17. najmeh Says:

    kave yaghmayee kiye?cheghadr esmesh baram ashnas…bashe..salameto besh miresoonam;)faghat to tiripe take it easy bezan!!!

  18. najmeh Says:

    eeee…alan yadam oftad…seri ghabl ke oomadam inja esmesho too bloget didam:))hal mikoni be saniye nemikeshe migiram

    تازه جزو فرندای فیس بوکمم هست.دلت کباب!!!!!.دیگه آی کیو دیگه کاریش نمیشه کرد


  19. مریم خانم این دوتا نظر آخری که فکر کنم شوهرتون بودند جالب بود
    این شعر رو خانم هایی که شوهر سرباز دارند برای سرباز هاشون بخونند :
    فراقت آتشی بر جانم افروخ/که تا روز قیامت بایدم سوخت

    این بهشون امید می ده D:

    بله شوهرم بودن.ممنونم بابت همدردی


  20. وقتي همدم شب و روز آدم گريه باشه ديگه براش تلخ نيست.شيرينه. چون مي دونه وقتي از دنيا خسته بشه…هميشه يه گوشه اي از خونه منتظرشه كه بره بشينه و گريه كنه….

    سلام نرگس خانومی….بابا کجایی تو.خوبی؟درسا خوبه.آخی یه لحظه دلم برات تنگید.بازم بیا


  21. اگه گریه نبود اون وقت زن چیکار می کرد؟!

    من یکی که دغ می کردم

  22. رامن Says:

    خيلي غمگين بود .
    اميدوارم هميشه شاد باشيد وتوي اداره تان يه اتاق هم براي خنده داشته باشين.

    ممنونم رامن جان.راست میگی تا به حال به ایم نوضوع فکر نکرده بودم که چرا تا حالا برام پیش نیمده بخوام از ته دل بخندم

  23. gajamoo Says:

    آبجی مریم :
    کاری به این ندارم که شوهر محترمتون تو سربازیه و دور از هم،اما تو رو خدا نگین خدا این سربازی رو سر همه کم کنه!!!
    بخدا اگر پسر داشتم،اگر دولت هم نیاز به سرباز نداشت،مطمئن باش اجباری می فرستادمش سربازی.
    نمیدونم ازین حرفم به خاطر دوری از شوهرتون ناراحت شدی یا نه،اما اینو بدونید سربازی آدم رو مرد زندگی می کنه و با سختیها آشنا،تازه الان که سربازی،دیگه اون ابهت سابق رو نداره و اکثراً 24 ساعته خونه هستن،خصوصاً اگر گسی تو سپاه خدمت کنه.
    بذار شوهرتون بسلامتی از خدمت بیاد، و به مدت بگذره،کمی با سختی های متاهلان آشنا شه،اونوقته که ایشون می گفت، ای کاش همیشه سرباز بودم و مریم ناز منو می کشید!!!!!!!!
    تو کامنت قبلیم،منظورم کوپن صبر بود.
    موفق تر باشی

    بذارید در مورد مرد شدن و سختی کشیدن حرفی نزنم.من و شما از دو نسل متفاوتیم.دولت به اندازه کافی مشکلاته بیش از حد برامون ساخته که هفتا سربازیه رو میذاره تو جیبش….بیخیال.ممنون از راهنمائی

  24. رضا عظیمی Says:

    فکر می کردم اونایی که متاهل هستند زیاد درگیر این چیزا نمی شن

    خلاصه ما ها هم آدمیم دیگه :)

  25. najmeh Says:

    baba maryam update kon halemoon gerefte mishe har vaght miyaym azin vara…sari update kon titlesham bezar…ghah ghahe….ya bezar lol -laugh out loud-nazaret chiye baradar

  26. عرفان Says:

    میگم مریم خانوم هنوز داری گریه میکنی ؟

    تموم نشد این گریه هاتون … کم کم دارم نگران این وردپرس میشم … یهو دیدی سیل اشکات وبلاگهای ما رو هم با خودش برد ها :)

    کی آپ میکنی پس ؟!!

    نه بابا گریه مون کجا بود.ما پوست کلفت تر از این حرفائیم…..می خوام آپ کنم ولی وقت ندارم.


  27. خب
    در مورده گریه که ما نظر نداریم
    مگه مرد هم گریه می کنه!!
    اما در مورده سربازی من باب نظر جناب گجمو
    گجمو عزیز بنده که الحمدالله پدری چون شما نداشتم
    اما اگر لطف می کردید و این زحمت سربازی رفتن بنده را شما تقبل می کردید ممنون می شدیم!!

    پس شیخ هم هنوز سربازی نرفته.ایشالا میری از شرش راحت میشی

  28. arashOio Says:

    نیگران نباش نمیخوام کامنت بذارم… چون نباید گریه کنی و اگه کامنت بذارم یعنی یه جورایی کارت قابل توجیحه میشه که مثلا ملت اومدن بجایی که جلوتو بگیرن فقط تسکینت دادن آخه میدونی که گریه چشمارو قشنگتر میکنه پس وقتی شوهر عزیزت برا مرخصی اومد پیشت یه زن با چشمای خیلی قشنگ میبینه و نمیتونه ازت دل بکنه و برگرده و ممکنه براش اضافه خدمت بخوره و باز چشمای تو قشنگتر بشه… برا همینه که نمیخوام اینجا کامنت بذارم

    والا از بچگی که به گفتن گریه نکن چشمات زشت میشه.پس امیدوار باشم :)

  29. رامن Says:

    با درود فراوا ن
    من هم از شما حيلي حيلي ممنونم . دست تان درد نكنه . از لينكي كه برايم گذاشتين هم خيلي ممنونم .
    اين مطلبي كه گفتين واقعا اتفاق افتاده بود؟؟ به نتيجه هم رسيد ؟؟ يعني تونستن صداها رو ضبط كنن ؟؟خيلي چيز جالبي بود و من اصلا تا حالا هيچ هيچ هيچ چي درموردش نمي دونستم .البته چند وقت پيش ها توي سريال عامل ناشناخته يه چيزي نشون داد كه من اون موقع خيلي خوب نفهميدم . الان فكر مي كنم شايد هميني بوده كه شما گفتين . ممنونم كه زحمت كشيدين برايم نوشتين . دست تان درد نكند .

    خواهش رامن جان.قابل نداشت

  30. Endless Love Says:

    از همه دوستان متشکرم تقریباً تمام نظرات رو خوندم، البته تقریباً موفق باشید.

  31. SaeedTNT Says:

    حالا گریه کردن و سبک شدن یک طرف
    من مشکلی بر عکس دارم
    چیزی به اسم گریه برای من عجیب و غریبه
    حتی تو سخت ترین شرایط گریه ای وجود نداشته !
    دکتر متخصص گریه سراغ ندارید :D


دیدگاه‌ها بسته شده‌اند.

%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: