آرزوهای یک گیک سرگردان

دسامبر 26, 2007

پارسال که ملت اولین بازی وبلاگی رو اختراع کردن ،خیلی دلم می خواست منم یکی از این بازیکن ها باشم اما خوب اون زمونا تو بلاگفا بودمو …هی.خلاصه امسال با دعوت جناب فرشاد خان ما به بازی گیک ها دعوت شدیم.و البته بعد از دعوت زهرا جونم این دومین دعوتیه که ازم میشه برای بازی های وبلاگی.

حالا بماند که من بچه پررو هستم و اصلا به روی خودمم نمیارم که تاقبل از این پست دکتر مزیدی بیل میزدم و نمی دونستم گیک یعنی چه!حالا نشستم فکر می کنم من چه گونه ای از گیک ها می تونم باشم که ازم دعوت شده به این بازی؟؟….

منم خیلی از آرزوهای ملت(مثل اینترنت پر سرعت و …) رو داشتم به خاطر همین اونا رو هم در نظر بگیرید.چون بچه قانعی هستم فقط 5 تا ارزو میگم(بقیه اش واسه بعد!)

آرزوی اول:خیلی دلم می خواد یه فروشگاه تو «مجتمع پایتخت» (با مجتمع هایی شبیه به اون)داشته باشم.طبقه اول یا دومش باشه هم که چه بهتر.بعدش همه دیوارشو صورتی کمرنگ کنم و توش از این چیزای جینگول مینگولی خوشگل بفروشم.مثل یو اس بی ها مختلف یا لب تابای رنگاورانگی و ipod و موبایل و….یه چیزی تو مایه های مغازه اسباب بازی فروشی ولی از نوع کامپیوتریش!!!

آرزوی دوم:اینکه همه دوست دارن قیافه وب لاگ نویس های مشهورو ببین که توش شکی نیست ولی من دلم می خواد از چهره این افراد وقتی به صفحه مونیتور زل زدن و دارن مطالب مختلف رو می خونن فیلم بگیرم.مثلا وقتی یه متن ناراحت کننده دارنن می خونن یا مثلا یکی  که از پست های خودشونو عینا تو یه وبلاگ دیگه کپی شده میبینه.یا مثلا یه متن خنده دار می خونن و ….من به این نتیجه رسیدم قیافه آدم ها پشت مونیتور خیلی خنده داره چون دو تا همکار دارم و این مشاهدات رو روی اونا انجام دادم!

آرزوی سوم:دوست دارم یه فروشگاه اینترنتی داشته باشم.البته نه از این فروشگاه اینترنتی الکیا ها!یه چیزی تو مایه های eBay که هم خودم حالشو ببرم هم دیگران.

آرزوی چهارم:خیلی دوست دارم روزی به عنوان مهمون تو یکی از برنامه های «اپرا وینفری» شرکت کنم.البته برنامه ای که موضوعش خنده دار و باحال باشه نه اون برنامه هاییش که همش میشینن ابغوره میگیرن.بعدشم  مهمون قبل یا بعد من «چارلیز ترون»باشه( خوشگله! دوسش دارم).من از اپرا خیلی خوشم میاد.(حیف که آمریکاس وگرنه حتما باهاش رفیق میشدم!!)یکی  از دلایلی که دوست دارم برم تو برنامه اش اینه که ارایشگرای برنامه اش خیلی به کارشون واردن و طرف مثل بزمجه هم که باشه قیافشو به حد قابل تحمل در میارن.به خاطر همین دوست دارم ببینم قیافه ام تو برنامه اش چه جوری میشه!

آرزوی پنجم:تنها چیزی که فکر می کنم خیلی «خوره»اش باشم،رنگ مو و ماسک صورت و این جور چیزاست.خیلی دوست دارم یه رنگ موی صورتی باحال(از اونا که آوریل یا پینک به سرشون میزنن) بخرم و موهامو صورتی دلخواهم کنم.البته دوستام می دونن بنده در رنگ صورتی کردن سابقه طولانی دارم.ولی این رنگ صورتی ها هیچ وقت اون رنگ صورتی دلخواه من نشد(ابی نفتی نمی کنم،چونه نزنید!)

شرمنده از اینکه اینقده آرزو هام جواد شد و بازی گیک ها رو خراب کردم.ولی دیگه من ذوق زده شده بودم اگه اینا رو نمی نوشتم خفت گلوم گیر می کرد.

اما دوست دارم ارزو های این ها رو هم بدونم.

1-زهرا اچ بی عزیز.2- زهرای عزیزم3- جناب لوکادیوم.  4-سلمای عزیز(ایشون مشهورن به چایی خور بودن.گیک چایی؟).5- خانوم دکتر(ما که هیچ وقت اسمتو نفهمیدیم).6-صبحونه.7- ندای عزیزم (خدائیش دیدیکسی خواهر شوهرشو دعوت کنه؟من خیلی زن داداشه خوبیم) و هرکی که دلش خواست

در آخر هم  دعا می کنم خدا به حق این وبلاگ حاجات قلبیه همه کیگ ها رو براورده کنه و مرضا رو شفا بده.الهی آمین.

آپ دیت:الان دیدم زهرا اچ بی عزیز منو دعوت کرده.خودشم آرزوهاشو اینجا نوشته برید بخونید

10 Responses to “آرزوهای یک گیک سرگردان”


  1. نقل است از موالی
    که چون شیخ الشیوخ دعا نمایند
    عرش کبریایی را لرزه فرا گرفته
    در موجبات اجابت دعا خداوند عزوجل و فرشته گان تعجیل می نمایند

  2. ماکان Says:

    هر روز یه بازی جدید! اینم که مثل بازی ارزو هاست! بازی ها هم تکراری شدن؟

    والا ما تکراری غیر تکراری حالیمون نیست.همین که یه موضوع جدید برای نوشتن پیدا میشه کلی خوبه واسه آدم.

  3. najmeh Says:

    man azin vare abha ham payeye weblogetam;)

    به به سلام.پس بالاخره از خودت علائم حیاتی در ورکردی؟گفتم که ایمیل بزن

  4. soboone Says:

    اولش بازی قشنگی بود ولی بعد که آدمهایی مثل من گیگ شناخنه شدن البته فقط خودم رو میگم ها به خدا خودمو میگما والا خودمو میگم ها سو تفاهم نشه ا ها ها بازی از دهن افتاد حالا من گیگ چی هستم! :) سعی میکنم آرزوهام رو بنویسم

  5. اسماعیل Says:

    خورشید و دستم میگیرم روزی صد دفعه میمیرم .آرزوهاتم میخونم همشو واست میگیرم!!! .اگه چشمات بگن آره هیچکدوم کاری نداره!!

  6. raoros Says:

    ای ول گیگ سرگردان من!
    چقدر باحالی تو دختره!
    من اون فروشگاه جینگیلی های صورتی و موهای صورتی رو هستم! ها باز یاد تانکس تو هری افتادم که موهاش صورتی بود و اخرشم مرد! :((

    خوب من ایرانی بازی درنمیارم مثه این رفیقات :P که اولش گله و ناز می کنن! تالاپی می رم آرزوهامو بنویسم! الان ساعت یک و ربع بامداده و من می خوام ارزوهامو بنویسم!
    فعلا بای
    مرسی مریم گلی

  7. ندا Says:

    من با کمال میل دعوتت رو قبول میکنم.
    این قضیه خواهر شوهر رو اول نگرفتم. طول کشید تا دو زاریم افتاد. عجب حافظه ای


  8. ممنون مریم جون اما این جور آرزوها از ما گذشته!
    اما چشم شاید نوشتم
    این اسم منم دردسری شده به خدا!
    رو جی میلم که هست!!
    یه سرچ کوچولو می خواد مریم جون!!
    نوبت منم می رسه گیر بدم :)


  9. سلام.
    وبلاگتون خيلي خوبه. خوب مينويسي. چند تا از مطالبو خوندم كه خيلي حال كردم. البته ناگفته نمونه كه اين مطلب آرزوها يه كم بيمزه بود (ميبخشي! اصلا مطالب خودم از همه بي نمك تره)
    به هر حال اميدوارم موفق باشي

  10. ندا Says:

    در جواب سوالت می خواستم بگم باشه بذار. ممنون هم میشم ازت


پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s

%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: