زورگیری نوین!

دسامبر 15, 2007

ما مدتیه که سهمیه بندی بنزنیمون  ته کشیده وبه مدد و الطاف تصمیمات رئیس جمهور الاخون والاخون تشریف داریم و آویزون ملت بنزین فروش می باشیم.چند شب پیش با یکی از همین بنزین فروشا تو جایشگاه بنزین قرار گذاشته بودیم که از کارتش استفاده کنیم که ییهو یه آقای بیسیم بدست با ظاهر بسیجی اومد و گالون 20 لیتری رو به زور گرفت و برد.البته مال چند نفر رو این کارو کرد و البته کارت ها رو هم بر می داشت.وقتی این طوری شد رفتیم که باهاش صحبت کنیم تا بلکه کارت رو پس بده و  نهایاتا هم کارت رو پس داد ولی بنزین ها رو نه!(بماند که چند تا حرف درشت هم به ایشان و نظام دادیم و دلمان وخنک شد.هرچند که اگر جلوی دهانمان را گرفته بودیم اون چند لیتر رو هم بر می گردوند!)

بعد از این اتفاق من به همسر گفتم که بره از رئیس جایگاه بپرسیه این آقا دقیقا از کدوم ارگان اومدن و دارن با متخلفان قانون (که ما باشیم) برخورد می کنن.خلاصه با پرس جو از ناحیه انتظامی محل فهمیدیم که این آقا هیچ کاره بوده و اصولا حق چنین کاری رو نداشته و وقتی به پمپ برگشتیم تا بنزین ها رو پس بگیریم ایشون بنزین ها رو سوار ماشین خود کرده و رفته بود.ما هم همون لحظه به 110 زنگ زده و از ایشان شکایت به عمل اوردیم.و الته دنبال شکایت رو نگرفتیم چون فقط می خواستیم به جایگاهی ها بفهمونیم که دستشونو خوندیم(با دیدن ماشین پلیس به شدت ترسیده بودن!)

این چندمین باره که برامون اتفاقاتی نظیر این میوفته که طرف به اسم بسیجی و منکراتی هر زوری خواسته بهمون گفته و بعد فهمیدیم که بعله طرف هیچ حقی نداشته و ما الکی ترسیدیم.

اگر اهل فیلم فارسی دیدن باشید(هر چند نباشید که این مطلب خیلی در این فیلم ها تابلوهه) کاملا میشه فهمید که اون زمان زورگویی و چاقوکشی یک عمل عادی تو جامعه ایرونی بوده.همیشه افرادی بودن که کاری جز زورگیری و قمه کشی نداشتن و اصلا از این راه ارتزاق می کردن و خوب پلیس هم خیلی نمی تونست از پس این آدما بر بیاد.بعد از انقلاب به ظاهر چنین رسم و رسوماتی منسوخ شد.اما کم کم دارم به این نتیجه می رسم که زورگیری همیشه جزو لاینفک و از اصلی ترین خصوصیات جامعه ماست که امروزه به اسم بسیجی و … این عمل خداپسندانه صورت میگیره.

مثلا بر قرار کردن امنیت در جامعه قاعداتا باید به عهده پلیس اون مملکت باشه اما همین زورگیر های جوان نصفه شب ها به اسم  برقراری امنیت به خودشون اجازه میدن که هر رفتار زشتی رو با افراد داشته باشن.هیچ وقت نفهمیدم کدوم قانونی به این افراد اجازه داده که داخل ماشین کسی رو برگردن یا ازش پرس و جو کنن!بدون اینکه لباس پلیسی تنشون باشه یا کارتی یا برگه ای مبنی بر داشتن مجوز!

یا برای مثال همین آقایی که به اسم بسیج رسما از ما دزدی کرد و تازه ما هم جرات حرف زدن نداشتیم!

متاسفانه ارگان هایی مثل بسیج شده محل تجمع افرادی که به خودشون اجازه هر عمل نا حق و خشونت باری رو میدن و کسی هم حق برخورد با این افراد رو نداره.دقیقا مثل چاقو کش های قدیم!و مقصر همه این گرفتاری ها مسئولینی هستن که از این حرکات حمایت می کنن.شما خودتون حساب کنید در کشوری که رهبرو رئیس جمهورش خودشو به شکل این اراذل در میارن چه انتظاری میره؟وقتی حرکات این چنینی بسیج و منکرات مورد تشویق و تمجید قرار میگیره.خوب مطمئنن دیگهه کسی نمی تونه از قانوی بودنشون حرفی بیاره چون داره از طرف قانون گذار ها تائید میشه!لاقل زان شاه،شاه مملکت خودشو مثل چاقو کش ها در نمی اورد اما الان؟؟؟

قصدم توهین به هیچ فردی نیست.من خودم دوست های خیلی زیادی دارم که تو بسیج دانشگاه فعال بودن و خیلی هم دوستشون دارم.منظورم من از بسیجی شاید بسیجی نما ها باشن.

13 Responses to “زورگیری نوین!”

  1. «محمد» Says:

    یعنی تو تهران اینقدر خر تو خره؟! اینجا که بسیج تشکیل شده از پسرهایی که برای کم کردن مدت سربازی‌شون عضو بسیج شدن و مثل بقیه‌ی مردم هستند، هیچ کار خاصی هم نمی‌کنند! فکر کنم که این یارو از بی‌ در و پیکری تهران سوء استفاده کرده وگرنه در شهرهای کوچک امکان چنین غلط کاری‌هایی وجود نداره!

    والا ما که هه جوریشو دیدیم

  2. From Tehran, with love! Says:

    شاید همه مون باید همت کنیم و جلوی بعضی ها مقاومت کنیم…مثلا اینکه حقوق قانونیمون رو بدونیم و به افرادی که مجوز ندارن اجازه تفتیش ندیم.
    نمی دونم… باید یه جوری نسبت به این مسائل آگاهی بوجود بیاد …
    وبلاگ نویسی هم قدم اوله …
    ممنون!

    آره دقیقا اینم می خواستم بگم که خیلی از ماها نمی دونیم حق و حقوقمون چیه که بخایم ازش دفاع کنیم

  3. ماکان Says:

    مملکت خر تو خر یعنی این دیگه!!

    :(

  4. Keshvary Says:

    به نظر من اینا به خاطر اینه که ملت ما قانون نمیدونن و هر ارگان یا نهادی رو به عنوان قدرت میدونن . غیر از اون چون نمی تونن همه چیو از راه درستش برن برا همین همیشه یه ترسی ته دلشون هست و همیشه منتظر کسی هستند که بیاد خرشونو بگیره برا همین هم اینطوری میشه …

  5. شهرام Says:

    مملکتی که مسیولینش لیاقت خوردن نون سنگک رو هم ندارن همینه.

  6. شهرام Says:

    خدا به داد دل اونایی برسه که دست و پا و عزیزانشونو بخاطر این مملکت و بخاطر اسلام قلابی آخوندا فدا کردن و گول حرفای دروغ ملاهای مفتخور رو خوردند.روش حکومت ملاها مثل شکار کفتارهاست .دسته جمعی شروع میکنند به جیغ کشیدن تا صید نفهمه که از کدوم طرف گیر میافته.مثل رفتار پلیسو و بسیجیو ………………..

  7. سارا Says:

    دیگه دیگه اینجا ایران هست هر اتفاقی که توش بیافته خیلی آدم متعجب نمیشه

  8. mohsen Says:

    بله. البته من هم یک ماهی هست که بنزین آزاد تناول می فرمایم و چقدر هم حال میدهد! در مورد انتظارات شما که کمی بیجا میباشد چون در کشوری که بالاترین مقام انتظامی و امنیتی اش جناب سردار زارعی که مثلا حافظ ناموس ملت بودند! گند بزنند نباید انتظار داشت به قول شما بسیجی نماها! قلدری نفرمایند. چرا که سیب را از دورونش کرم خورده!
    چی گفتم! :)

  9. sarband Says:

    آخه آدم حسابي.. خ.دت هم بي قانوني كردي ها… تازه حقي كه تو پايمال كردي مال ميليون ها آدم بوده ولي اون شايد در حق چند نفر (شايد) جفا كرده باشه…

  10. Amir Says:

    متاسفانه مردم ما عامی هستن ، سواد چندانی ندارند ، حقوقشون رو به خوبی نمی دونن ، یا شایدم میدونن و احساس خطر می کنن ، من بدتر از ایناش برام پیش اومده ، این تازه یه مسئله کوچیکشه ، در هر صورت امیدوارم دیگه با چنین آدمایی برخورد نکنین . درک می کنم

  11. سرباز Says:

    آقایی که سرت بند است وقتی خرید وفروش بنزین حلال اعلام شود حق کدوم ملیون را پایمال کرده؟


  12. درود بر شما بانو

    پدرم تعریف میکرد که وقتی من بچه بودم در اوایل شورش 57 که خمینی گجستک به ایران اومده بود یک روز من تب میکنم و می خواسته من را ببره دکتر که می بینه سر خیابون را چند نفر بچه مزلف به اصطلاح بسیجی بسته اند و جلوی ماشینها را می گیرند. یکی از اون بچه مزلفها شروع میکنه داد و بیداد کردن که : ماشین بزن کنار … برو بیا.. تو کجا میری… حسن .. حسین… خلاصه شلوغ کرده بد جور و جو بدجور گرفتتش. مادر من هم تو ماشین بود و خلاصه اون به اصطلاح سر دسته بسیجشون میاد جلو و با ژ-3 و تشکیلات که آقا کارت ماشین یهو پدرم میگه خشکش زد چون من را شناخت و سریع دستپاچه شد و گفت به آقا پرویز نوکرم بفرمایید ببخشید و از این حرفها که برو … ببخشید. مادرم هم طرف را می شناخت. حالا یارو کی بود. یکی از بچه های دزد محل که دو دفعه کتک مفصل از دست آقای ما خورده بود به خاطر مزاحمت عمه های بنده و یک بار هم بازداشت و زندان به خاطر ضبط دزدی. خواهرش (با پوزش) یک فاحشه رسمی بود که همه در جمشید می شناختند و توی محل هم آفتابی نمیشد تا اینکه بعد از سال 55 غیبش زد و رفت گیشا نشین شد…! حالا شما حساب کن این فد با این سابقه درخشان و خواهر درخشان تر مثل حسین درخشان اومده شده بسیجی… بماند که بعدها رفت و شد یکی از فرمانده هان سپاه و اگر الان پدرم به یادش بیاره که چی بود و چی شد منکر می شه. و اصلن میگه نمیشناسم شما را… کردانها و عنتری نژاد ها هم همینطور بودند و هستند تعجبی نداره که هر چی بسیجی و حکومتی بعد از شورش همه حرومزاده و پرونده قطور هستند. چند تا پیت بنزین که چیزی نیست…
    پاینده باشی

  13. a Says:

    خواهشازر نزن بسیج حق گرفتن بنزین رو نداره


پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s

%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: