انتقاد ؟؟؟

دسامبر 11, 2007

چند وقت پیش صدای آمریکا یه برنامه گذاشته بود در رابطه با انرژی هسته ای و … (شرمنده من همش از صدای آمریکا حرف میزنم شما هم یه مامان مثل مامان من داشتین که همش داره انواع اخبار مخصوصا از نوع وی او ای گوش میده مثال هاتون بهتر از من نمیشد).تو این برنامه از 2 تا کارشناس دعوت کرده بودن که یکیشون یه آقای خبرنگار و دیگری یه اقای استاد اقتصاد تو دانشگاه یو اس سی!این دو نفر کلا با هم مخالف بودن یه طوریکه ما پیش خودمون گفتیم بعد برنامه یه کتک کاری با هم میکنن.اما چیزی که توجهمو جلب کرد و خیلی وقته که به این موضوع پی بردم اینه که ما هنوز یاد نگرفتیم که چه جوری با هم مخالفت کنیم.تو این برنامه هر دو نفر با اینکه افراد تحصیل کرده ای هم بودن اما به جای اینکه به حرف همدیگه توجه کنن «شخصیت» طرف مقابل رو زیر سوال می بردن و کلا موضوع بحث چیز دیگه ای شده بود.

یه بار تو یه گروپ که مال بچه های دانشگاه بود بحثی پیش اومد و از اونجایی که من باید تو همه بحثا نظر بدم با یکی از بچه ها مخالفت کردم.تمام حرف هایی که تو اون بحث ده شد برای من مفید بود غیر از حرفی که دوستم راجع به شخصیت من و نحوه رفتار خانواده ام با من زد.هیچ وقت نفهمیدم که چرا چنین حرفی زده شد و با اینکه هنوز هم با هم دوست هستیم این حرفش از یادم نمیره.

از وقتی اومدم تو باغ وب لاگ و وبلاگ نویسی این موضوع باز هم خیلی تو ذوقم می زد.اصلا هدف از انتقاد کردن چیه؟تا اونجا که من می دونم اگر کسی داره از چیزی انتقاد می کنه هدفش اصلاح کردن و کمک کردنه.مگر اینکه طرف خیلی روانی باشه و فقط بخواد شخصیت نویسنده رو خورد کنه.واقعا برام این سوال پیش اومده که چرا به جای درست انتقاد کردن اینقدر راحت تهمت می زنیم؟چرا نوشته ای رو بی ارزش جلوه می دیم یا گر با نوشته ای مخالفیم به نویسنده تهمت بیسوادی یا کلک زدن برای بیشتر شدن بازدید کننده هاش می زنیم؟آیا نقد به یه نوشته یا یک نفر اینقدر سخته که به این راها متوسل میشیم؟اصولا این طور نقد کردن نتیجه ای جز دلسرد کردن و تو ذوق زدن داره؟آیا با این روش میشه چیزی رو به کسی فهموند  یا مطلبی رو تصحیح کرد؟چرا همیشه فکر می کنیم علامه دهریم و به خودمون اجازه هر گونه رفتار و صحبتی رو میدیم؟چرا شخصیت و زحمات افراد اینقدربرای ما بی ارزشن؟شاید افرادی که خارج از ایران زندگی می کنن بهتر بدونن که متاسفانه این اخلاق بیشتر مال ما ایرانی هاست و دارم کم کم ایمان میارم که یکی از عواملی که ما هیچ وقت نتونستیم مثل آدمیزاد پیشرفت کنیم و در جا زدیم همین بوده.واقعا به این فکر کنیم که اگر نتونیمم درست همو اصلاح کنیم و منظورمونو بفهمونیم با جناب احمدی نژاد و جورج بوش که دارن با یک دندگی و غرورشون 2 تا ملت رو نابود می کنن فرقی نخواهیم داشت.

نمی خوام خودمو مجزا کنم.اعتراف می کنم من خیلی وقتا این طوری از افراد انتقاد کردم اما لاقل افرادی رو که منو میشناختن و منم می شناختشون.به یه نتیجه ای هم رسیدم مخرب بودن سخت تر از سازنده بودنه.و اینکه اینترنت جای خوبی برای تقویت اخلاق های مثبت و کنار گذاشتن منفی بافی ها و تو ذوق زدن ها.

پی نوشت1:مطمئنن تا الان هیچ کسی به نوشته های من این طوری انتقاد نکرده و راستیتش از این بابت خیلی خوشحالم.ولی دیدن این رفتار ها همیشه برام آزار دهنده بوده و شاید اصلا افرادی که من منظورم بهشون بوده گذرشون به اینجا  نیوفته.

پی نوشت 2:هر کی سیمپسونز رو ندیده بره ببینه.خیلی باحاله.

پی نوشت 3: روزگاری مثل من سرماخورده بودید و از قیافه مسخره تون خسته شده بودین بهتون پیشنهاد می کنم برید موهاتونو بنفش کنید بعدشم مدل تیفوسی داغون خفن بزنین و مدل ابروهاتونو هم تغییر بدین(هرچی بالاتر بهتر).باور کنید اینقده خوبه آدم قیافشو تغییر بده مریضی از بدن آدم میره(البته منظورم خانوم هاست).بعدشم منو دعوا نکنین که موهات خراب میشه این همه رنگ می کنی.خوب چیکار کنم هنوز از رنگ کردن خسته نشدم.تازه خوشمم اومده یه پا آرایشگر شدم واسه خودم.

پی نوشت 4:همین الان نجمه اس ام اس زد که رفتنی شد.دیگه فکر کنم هیچ کس نموند تو این مملکت.من موندم و وبلاگم.

پی نوشت 5:دلم برای یکی از همکارام خیلی میسوزه.به خاطر شرایط بد اقتصادی می خواد بره عسلویه زندگی کنه بسکی اینجا خونه و اجاره خونه گرونه.اه اعصاب ندارم

پی نوشت 6:مسخره کردم خودمو با این پی نوشتام!

5 Responses to “انتقاد ؟؟؟”

  1. نجمه Says:

    بابا من جاي تو بودم اولين كاري كه مي كردم اين بود كه موهامو آبي نفتي كنم… نه! اين تن بميره اين يه رنگو يه بار بذار… ابروهاتم شيطوني بردار باور كن پشيمون نمي شي… خود مريم خفن مي شي

  2. سید مصطفی Says:

    سلام،

    یک انتقاد سازنده :

    لطفاً در وبلاگتون حجاب اسلامی رو رعایت بفرمائید!
    هرچند هنوز این مقوله تعریف نشده، ولی بالاخره یه روزی تعریف میشه / شاید بشه / باید بشه / خوبه اگه بشه / اصلا چه معنی داره / ….

    ها؟چشم رعایت می کنیم


  3. اما یک بار توی همین وی او ای مهمانشون مسعود بهنود بود و آقای یادم نیست !! راجع به شرکت کردن توی انتخابات یا نکردن
    بهنود شدیدا معتقد بود باید شرکت کرد و اون یکی شدیدا مخالف بود
    این دو کاملا محترمانه و به دور از هرگونه توهین و دشنام کاملا علمی و تحقیقاتی نظرات خودشون را گفتن و اصلا در پی نبودن که دیگری را متقاعد کنند به نظر خودشون
    از معدود برنامه هایی بود که توی اون دو ایرانی به دور از توهین و فحش و … نظرات خودشونا گفتن!

  4. RaoRos Says:

    ها انتقاد مریمی انتقادددد
    من مدتهاست از دست این انتقاد ها نه جایی نظر می دم نه نقدی نه تشویقی نه هیچی
    بعدشم این موهاتو که گفتی، یاد تانکس افتادم تو هری پاتر که موهاشو تیفوسی می زد و هر دقعه هم یه رنگ بود ولی رنگ غالبش صورتی بود، طفلک تو جلد آخر هم خودش مرد هم شوهرش، وای غصه ام گرفت، باز یاد هری افتادم :( :( :(

  5. ندا Says:

    راست میگی منم نفهمیدم چرا اینا رو تو پا نوشت نوشتی!؟؟!!
    میگم وب لاگت هم بذاره بره تنها بمونی. هه هه


پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s

%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: