Social Enterprise

نوامبر 12, 2007

تو شرکت ما گرفتن اطلاعات و گیر اوردن افراد و صحبت با اون ها در مورد پروزه و …. کار حضرت فیله.چند وقت پیش بابت طرحی که اومده بود تو واحد ما باید از فازهای مختلف می رفتم اطلاعات می گرفتم و بماند که به چه جواب ها عجیب و غریبی بر خوردم.این پروسه مسخره نزدیک یه هفته طول کشید آخرشم هیچی دستمو نگرفت.اتفاق های شبیه به این اتفاق برای من و خیلی ها (مخصوصا اونایی که تو ادارات دولتی کار می کنن) پیش اومده.

امروز که این مطلبو می خوندم همش به این فکر می کردم که اگه روزی شرکت زدم شرکتمو این طوری اداره کنم.همونطور که می دونین تو دنیای امروز برای پیشرفت کردن و پول پارو کردن باید خیلی تند و فرز بود.فاکتور های زیادی نقش دارن یکیش اطلاعات و مهمترینش ارتباطات برای انتقال اطلاعات!برای مثال میشه دو تا شرکت رو فرض کرد که به طرق زیر دارن اداره میشن:

شرکتی که اعضای اون به طور مستقیم نمی تونن باهم در ارتباط باشن و ارتباطشون از طریق مدیرانه(عین شرکت ما که برای یه سند ساده باید مدیر واحد به مدیر یه بخش دیگه نامه بزنه تا کارمند اون بخش به من اطلاعات بده!)

شرکتی که افراد هر بخش آزادانه می تونن با هم در ارتباط باشن.در این شرکت اهداف به صورت کلی از طرف مدیر تعریف میشه و این خود افراد هستن که به صورت پویا و فعال و بدون دخالت و تصمیم مدیریت یا هر آدم بی ربطی سعی به رسیدن اون هدف دارن.در واقع تصمیمات بین مدیر ها گرفته میشه و انجام کارها بین افراد.

اما ابزارهایی که تحت وب هستن و خیلی از ما ها ازشون غافلیم برای درست کردن سیستمی که خودش خودشو مدیریت و راهبری می کنه.و بد نیست چند تاشو باز ببینیم:

بوک مارکینگ: به اشتراک گذاشتن لینک های مفیدی که برای انجام یه پروژه به درد می خوره.مثلا خود من وقتی لینک جالب یا به درد بخور می بینم اونو برای دوستام میل می کنم ولی عملا با بوک مارکینگ این کارا یکمی دمودست.در واقع یه جورایی انتقال اطلاعات دستیابی به اون راحتر و سریع تره.جناب یک پزشک تو این پستشون خیلی خوب در این موردتوضیح دادن.

ویکی ها:یکی از روش های خوب و قابل اعتماد برای مستند سازی و سهیم کردن افراد در اطلاعات هست.در واقع وقتی شرکتی کارمندشو ملزم به استفاده از ویکی ها می کنه داره یک سیستم مستند سازی خودکار میسازه که خودش خودشو کامل تر و صحیح تر می کنه.یکی دیگه از مزیت این نوع مستند سازی اینه که در خیلی از موارد از مشکلاتی نظیر خروج اطلاعات مفید و چند ساله یه فرد بازنشسته و به طبع اون از دست رفتن اطلاعات اون شخص،جلوگیری می کنه.در یکی از کامنت های مربوط به این نوشته به لینک جالبی بر خوردم که اشاره کرده بود به استفاده شرکت نوکیا از ویکی ها!در حال حاضر 20 درصد کارمندان شرکت نوکیا از این طریق به گسترش اطلاعات کردن.همچنین در یه بانک( Dresdner Kleinwort) در اروپا استفاده از این روش گسترش یافت و با اینکه مدیران این بانک در ابتدا این کار رو وقت تلف کردن و یه نوع بازی برای کارمنداشون می دونستن اما حالا به بازدهی بالای این کار اعتراف می کنن.استفاده از ویکی ها هنوز چیز جا افتاده ای نیست اما تلویحا کارمندان رو ملزم می کنه که کمتر وقتشونو با ایمیل زدن تلف کنن و بیشتر به استفاده از ویکی ها بپردازن.

نرم افزار های کنترل پروژه:البته استفاده از این نرم افزار ها یه چیزه بی قید و شرطه و الان همه دارن از نرم افزار هایی نظیر MSProject و پریماورا استفاده می کنن.اما سرویس های آن لاین کنترل پروژه دارن کم کم جای خودشونو باز می کنن.خیلی دوست دارم پست بعدیمون برای معرفی Basecamp که یکی از همین سیستم های کنترل پروژه انلاین هست ،بذارم.در واقع با تعریف کردن افراد و اختصاص دادن وظیفه و محدودیت به هر کدوم از افراد در پروژه شما می تونین به راحتی پروژه رو کنترل کنین.با این کار عملا برگزاری جلسه برای بررسی روند پروژه، دخالت دادن شرایط جدید،نظر کارفرما یا پیمانکار،ارائه گزارش به شخص مربوطه و …. منتفیه.افراد هر کدوم این دسترسی رو دارن که به صورت آنلاین همه چیز رو دنبال کنن و نظر بدن یا نظرشونو اعمال کنن.

Google Doc: و مثل اون.فرق استفاده از نرم افزار های آنلاین آفیس با غیر آنلاینشون در همین می تونه باشه که شما باز قابلیت سهیم کردن و عمومی کردن مدارکتونو دارین و افراد واجد شرایط می تونن تغیرات روی مستندات اعمال کنن.

بلاگینگ:کمی عجیب به نظر بیاد که وب لاگ نویسی چه ربطی داره به شرکت داری و …..شاید بهتره بگیم که چه فرد یا افرادی باید وبلاگ نویسی کنن.مدیران فروش یا مدیران فنی افراد مناسبی برای این کار به نظر میان.الان وب لاگ نویسی فقط به هدف خاطره نویسی یا به مشارکت گذاشتن عقاید و …. انجام نمی شه.خیلی ها وب لاگ می نویسن تا از تجربیات و نظر دیگران استفاده کنن.اگر طرف بتونه وبلاگشو تبدیل به یه وبلاگ آموزنده و پر طرفدار تبدیل کنه با نظر خواهی هاش می تونه محصولات شرکت رو رتقا بده،اونا رو تبلیغ کنه و ….

بحث امنیت اطلاعات این وسط می مونه.راه حل این موضوع فقط تعریف لایه های حفاظتی برای اطلاعات و کاربران هست.اگر سیستم به خوبی تعریف بشه.

اما سوالی که برای خودمم پیش اومد.مگه سیستم های اوتوماسیون اداری و پورتال ها چشونه که باید از ابزار های بالا استفاده کنیم.شاید اولین پاسخ این می تونه باشه که سیستم های اوتوماسیون اداری فقط در شبکه خود شرکت قابل تعریف هستن و حتی اگر تحت وب هم باشن باز هم محدودیت های خودشونو دارن.مثلا کاری که در گوگل داک رو متن به طور آنلاین میشه انجام داد ،نمیشه در نرم افزار های اوماسیون اداری انجام داد.مال شرکت ما که مثل ایمیل می مونه و به اتچ کردن فایل های ورد و ….. محدود شده.دوم اینکه اینکه خدائیش ادم این طوری وقتش کمتر سر ایمیل زدن و منتظر ایمیل بودن و جلسه و مذاکره و …. تلف میشه.و البته مزایای دیگه ….

پی نوشت1: نمی دونم تو کشور ما این طور استفاده کردن نرم افزار های تحت وب و جدی گرفتنشون چقدر می تونه جواب بده.با وجود فیل ترینگ و تحریم های عجیب غریب برای ایرانی ها شاید حالا حالا نشه به جا افتادن چنین سیستم مدیریتی در سازمان ها و شرکت ها امیدوار بود.

پی نوشت 2:در بحث امنیت اطلاعات و اینکه تا چه حدی افراد مجاز به پخش اطلاعات در وب هستن.باز هم چون در ایران قرار داریم مشکلاتی از قبیل کم بینی افراد، خسیس بودن اون ها برای دادن اطلاعات کمکی(نه کلیدی!) به دیگران و و محتاط بودن بیش از حد مدیران وجود داره.(سوء تفاهم نشه اینکه می گم ایران چون من فقط تو ایران کار کردم و نمی دونم آیا چنین مشکلاتی در جاهای دیگه هم هست یا نه؟)

پی نوشت 3:من تخصصم نه مدیریت و شرکت داریه نه اینترنت و وب و … اما چون خیلی به هر دو مقوله علاقه دارم اینو نوشتم.اگر کمی و کاستی بود اول اینکه به بزرگی خودتون ببخشید،دوم اینکه اگر نکته ای مرتبط هست لطفن بگید تا استفاده کنم.من مرده این جور چیزامBig Grin

منابع و لینک های مفید:

social enterprise

social media

Corporate Wikis Go Viral

Enterprise Social Platform by Krawler Networks.

3 Responses to “Social Enterprise”

  1. Mehran Says:

    بابا نگرش تازه‌ی مدیریت در ایران ! :دی
    پادکست رو هم در حال آماده‌سازی مقدماتش هستم(حالا انگار میخواد کوه بکنه!!!)

  2. mhmazidi Says:

    خيلي جالب بود.اميدوارم بازهم در مورد تحولات وب در شركتها و تاثير آنها بر روی هم بنويسي

    ممنون دکتر جان.برای خودمم خیلی بحث جالبیه ایشالا بازم می نویسم

  3. raoros Says:

    ای ول مریم متخصص
    من یادمه واحد سازمان و مدیریت مو که البته خیلی کلاسیک تر از این حرفاست با سلام و صلوات و بصورت خرگوشی پاس کردم! از اون روز فهمیدم که استعدادی تو این زمینه ها ندارم!
    :))
    ولی تو کارت درسته!


پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s

%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: