روز کودک: کودکان افغانی
اکتبر 6, 2009
تقریبا همه از معضلاتی که برای بچه ها وجود داره با خبرن. کودکان کار، کودکان خیابانی، کودکان بی سرپرست یا بد سرپرست،کودکان بیماری های خاص و استثنائی و … اما متاسفانه کودکانی که در کشور ما خیلی نادیده گرفته میشن به نظرم کودکان اتباع افغانی هستن. متاسفانه این بچه ها تقریبا تحت هیچ حمایت خاصی نیستن. خیلی هاشون چون خانواده هاشون به صورت غیر قانونی اینجا زندگی می کنن هیچ گونه سرویس هایی دولتی و مردمی رو دریافت نمی کنن. تا اونجا که من می دونم کمیته امداد برای اینها برنامه ای نداره. بهزیستی و خیریه های دیگه هم تقریبا همینطور. حالا یا جزو سیاست هاشون نیست یا واقعا بی خبرن از وجود این بچه ها. یه بدبختی هم که وجود داره دید خیلی از فراد جامعه به افغانی هاست. خیلی ها رو دیدم که با کمک کردن به این بچه ها و خانواده هاشون مشکل دارن چون معتقدن ما بچه محروم ایرانی خیلی زیاد داریم و اون ها در اولویتن و اینکه این افغانی ها اومدن کشور ما رو خراب کردن و این دیدگاه های نژاد پرستانه و….. نمی دونم واقعا باید چی گفت.
همه مدرسه ها که بچه های افغانی رو قبول نمیکنن و اگر هم قبول کنن به دید یک خارجی و یک فرد اضافه(این طور بگم بهتره) بهشون نگاه می شه.وضعیت زندگی و خانه هاشون هم کاملا مشخصه. خیلی هاشون چون هیچ گونه خدمات بهداشتی دریافت نمی کنن بیماری های عجیب غریب میگیرن. جدا از اینکه کار هم می کنن و مورد انواع سوء استفاده ها قرار میگیرن. پلیس هم اگر متوجه بشه که برنامه ای از طرف موسسه خیریه ای برای اون ها در نظر گرفته شده متاسفانه گیر میده و این کار حتما باید با مجوز باشه.
من واقعا نمی دونم باید چه کرد. فقط دوست داشتم به بهانه این روز و توصیه وبلاگ گاوخونی از بچه ها بنویسم. اینکه بچه های افغانی ساکن کشور ما یکی ازمحروم ترین ها هستن که نه تنها از طرف دولت و خیلی از مردم فراموش شدن، بلکه ترد هم شدن و نیاز به حمایت بیشتری دارن. کمترین کاری که می تونیم براشون بکنیم اینه که به چشم یه “افغانی” نگاهشون نکنیم.
خب اینم بگم چون مربوطه به پست. جشنواره “کودک، بازی، سلامت” هم از جمعه پیش تا این جمعه تو پارک آب و آتش -بزرگراه حقانی -خیابون دیدار جنوبی از طرف شهرداری در حال برگزاریه. اگر دوست داشتید با بر و بچ و خانواده برید ببینید. حالا خود پارکه هم خودش خیلی قشنگه. مثل اینکه تازه ساختن.این خاله شادونه و اینا رو هم اون وسطا میارن D:
+ بند 2 و 22 این پیمان نامه
+ پوستر ها رو از اینجا بگیرید
+منبع عکس اول





اکتبر 7, 2009 at 8:38 ب.ظ
سلام دوست من یه سر بزن پشیمون نمیشی
اگه با تبادل لینک موافقی اسم وبلاگ منو تو لینک دوستانت بگذار خبرم کن
خیلی دمت گرم منتظرتم ولک
اکتبر 13, 2009 at 2:37 ب.ظ
سلام :) من تازه وردپرسی شدم.یه چند تا سوال داشتم!گذرم افتاد اینجا گفتم بی زحمت از شما بپرسم. اگه وقت داشتی و جواب دادی خیلی ممنون میشه!
1.فونت من خیلی داغونه و اصلا” عوض نمیشه چی کارش کنم این شکلی شه؟
2. این لوگوی جیمیلو از کجا بیارم؟
3.آرشیوو نمیشه ماههای فارسی کرد؟
با تشکر پیشاپیش :)
اکتبر 14, 2009 at 7:12 ق.ظ
سلام :).برای فونت باید تم وبلاگ رو عوض کنید. مثلا از همین تمی که وبلاگ من داره استفاده کنید.. لوگوی جیلیم طراحی یکی از دوستانه که برای من طراحی کرده.و کار خودم نیست.آرشیو رو هم تا اونجا که من می دونم نمیشه به ماه های فارسی کرد.
اکتبر 14, 2009 at 11:35 ق.ظ
واقعا مرسی:)
اکتبر 20, 2009 at 8:17 ق.ظ
سلااااااام من الان تامبلرت رو دیدم غصه ام شد
من همیشه وبلاگت رو دنبال میکنم و چون دوستش دارم اکثر مطالبش رو خوشمزه میکنم.
وااااااای اینطوری فکر نکن آدم فکر میکنه به هیچیش نمیگیری :*
قربوووونت
راجع به فرندفید راستش من خودمم خیلی به اونجا سر نمیزنم. تقریبا هرچند روز یه بار پریروز هم میخواستم اکانتمو پاک کنم نمیدونم چه نیرویی مانعم شد. موفق باشی
اکتبر 20, 2009 at 8:41 ق.ظ
زهرا جونم قربونت :** به خدا منظورم به تو نبود. بابا تو که لطف داری همیشه به من.دیگه تو نبودی همون 4 تا آدمم اینجا رو نمی خوند. بعد من همین طوری بعضی وقتا یه چیزایی میگم. خیلی جدی نگیر این حرفامو :*:*
اکتبر 31, 2009 at 6:02 ب.ظ
یک مخاطب جدید:
چه کنم که مجبورم به خاطر این روز “عزیز” وجهه ی ناسیونالیستی رو کنار بزارم و احساس همدردی کنم
نوامبر 6, 2009 at 7:01 ق.ظ
سلاسلام مريم خانم من به عنوان يك افغان از ابراز هم دردي ودرك بالاي شما بسبيار خرسند وممنون هستم مي دونيد زنده بودن به همين احساس دردهاست كه زا سوي ديگران مي بينيم اگه احساس دردي نباشه با يه سنگ چه فرقي داريم وشما يك انسان واقعي هستيد اينو بهتون تبريك وي گم.
اما برادر محمد شما مجبور نيستيد وجههناسيونالستي تون راكنار بگذاريد همچنان بدون احساس درد بمونيد اي گونه راحت تر هستيد اصلا غم ديگران خوردن براي شما چه معنا دارد؟
نوامبر 6, 2009 at 5:38 ب.ظ
یک مخاطب جدید:
شاید درست نباشه ولی خواهشا یک سری به بلاگم بزنید
“بعضی چیزها باید خوانده شوند”
نوامبر 7, 2009 at 7:22 ب.ظ
موفق و چیروز باشید
نوامبر 19, 2009 at 8:20 ب.ظ
یک مخاطب جدید:
خیلی وقته به روز نشدی؟؟
منتظرم.