نمایشگاه مطبوعات
نوامبر 19, 2008
هنوزم فکر می کردم نمایشگاه مطبوعات با نمایشگاه کتاب بر گزار میشه و پارسال که رفته بودم هی در به در دنبال نمایشگاه مطبوعاتم میگشتم.امسال دوزیاریمون افتاد که بعله اینا رو ازهم جدا کردن و مطبوعات چی ها واسه خودشون نمایشگاه بر گزار می کنن.از کیفیت نمایشگاه چیزی نگم بهتره.یادمه یه زمانی خیلی ها شرکت می کردن ولی امسال …نمی دونم مجله که خیلی کم دیدم.اصن شک کردم شاید مجلات تو نمایشگاه شرکت نمی کنن.یا میکنن؟کسی می دونه؟خلاصه ما که مجله درست و درمون ندیدیم اونجا.همش روزنامه ها و خبرگزاری ها بودن.هیچیم نداشتن.مثلا همشهری حتی برای اشتراک یک ساله اش هم تخفیف نذاشته بود!و خیلی روزنامه های دیگه. هی فقط مهمون دعوت می کردن بعد تو بلند گو صدا میزدن که فلانی اومده تو غرفه ما.
اما جالبترین قسمت نمایشگاه،موزه مطبوعات بود.خیلی جالب بود.یعنی هیچی نداشت این نمایشگاه لاقل این قسمتش خیلی جالب بود.همشم یه دیوارو برداشته بودن چند تا روزنامه قدیمی زده بودن بهش اما واقعا دیدنی بود.توصیه میکنم به خاطر این موزهه هم که شده یه سر بزنید .
چند تا عکس گرفتم با موبایل و با کیفیت توپس!!!و از پشت شیشه و بد بختی و الانم کلی با اعتماد به نفس می خوام همشونو بزارم اینجا :دی
اولین قانون مطبوعات در ایران!
الهی چقدر ارزون بوده!4 جزوه(جزوه میگه آدم یاده جزوه درسی می افته)
تحت نظر و مدیریت عبدالحمید خان متین السلطنه
دفتر :کوچه سولاخی-دست چپ-پلاک سی!!!
اولین نشریه مصور-به تاریخ قمری
خیلی باحاله این بالایی.اصولا روزنامه های اولیه شبیه مفاتیح بوده تریپشون یا شایدم مفاتیح
ترپیپش شبیه روزنامه های اون موقع است!
اولین مجله نسوان(یا همون زنان) در ایران به اسم نسوان وطن خواه ایران
صاحب امتیاز و مدیر مسئول:ملوک اسکندری
محل اداره رو توجه داشته باشید:“اصفهان-قصر شمس آباد”
دارنده امتیاز و مدیر: صدیقه!













نوامبر 19, 2008 at 10:58 ق.ظ
سلام
چقد عکس گزاشتی وبت رو بستم خیلی سنگین شده …ببخشید
خب ا ا ا اینجا چرا شکلک نداره
چیکار کنم خواستم براتون گل بزارم
پس گل گل گل گل
نوامبر 19, 2008 at 2:31 ب.ظ
خیلی جالب بود مخصوصا عکس آخر و کوچه سولاخی :)
نوامبر 20, 2008 at 12:31 ب.ظ
گزارش جالب و خوبی بود
خیلی خوب بود
موفق باشی
نوامبر 20, 2008 at 3:58 ب.ظ
راههاي مبارزه با ارازل : http://3it.blogfa.com
منتظر نظرتون هستم
نوامبر 22, 2008 at 5:56 ق.ظ
سلام جيگر! خوفي… كي دفاع كردي؟ اوضاع خوبه؟ بابا كي ميرسي اين جور جاها بري…؟ خيلي باحال بود. البيته بيشتر با نمك بود.
نوامبر 22, 2008 at 6:25 ق.ظ
ممنون از این گزارش. انگار یهبار خود آدم رفته اونجا و اومده. اون صدیقه آخر عالی بود
نوامبر 22, 2008 at 7:45 ق.ظ
به رقیه: سلاااام :* :* بابا تو کجایی خودت.وبلاگ که نمی آپی بعد اون موبایلم که ازت گرفتن میای اینجا:)))) شوخی کردم.هر جا بیای ما هوچیکیم در بست.من نمی دونم خودمم کی دفاع می کنم.از اوسای کار باید پرسید.تو خوبی؟امتحان جامع دادی؟
نوامبر 22, 2008 at 7:46 ق.ظ
به مهدی،آزاده،محمد و یه مرد امیدوار:ممنون لطفدارید