تکامل فیزیک:مکانیک کلاسیک
آوریل 12, 2008
خوب من از این پستم خیلی راضی بودم.یه جورایی احساس وبلاگ بودن! بهم دست داد و خوشحال شدم که کامنت های این پست برای خودم مفید بوده و نظرات هم کمکم کرد برای فکر کردن بیشتر روی این موضوعات.
قصدم اینه که یه بحث جدیدی رو راستای همون بحث قبلی باز کنم.چون خودم اعتقاد دارم که مطالعه تاریخ یک علم و همچنین فلسفه پشت هر نظریه علمی خیلی کمک می کنه به اینکه درک درست تری ازش داشته باشیم.در نهایت هم دلم میخواد بر گردم به همین موضوع قبلی و خیلی واضح تر بتونم دلایلم رو بگم.
در واقع اسم پست هام یعنی”تکامل فیزیک” رو از کتابی که انیشتن به همین نام نوشته برداشتم.اینم بگم که این کتاب رو قبلن ها خونده بودم و چون خیلی ازش سر در نیووردم گذاشتمش کنار اما این دفعه که شروع کردم به خوندنش خیلی ازش لذت بردم و در پست هام هم خیلی می خوام از نوشته های این کتاب استفاده کنم.خوشحال میشم اگر کسی کتاب یا مقاله ای هم در این مورد داره معرفی کنه.
به گفته انیشتن در همین کتاب، یه دانشمند فیزیک مثل یه کاراگاه می مونه که سعی در ارتباط دادن منطقی بین سر نخ ها ، همون پدیده های طبیعی و نتایج آزمایشات )داره.در واقع یه فیزیکدان باید حقایق موجود رو جمع آوری کرده و با ذکاوت و خلاقیت اون ها رو به هم پیوند داده و آن را برای دیگران قابل فهم بسازه.فیزیک شامل نظریه ها و شاخه های مختلفی نظیر مکانیک کلاسیک،نظریه جنبشی، ،فیزیک کوانتومی،فیزیک امواج،نسبیت و … هست.شاید بشه گفت اولین قدم موثری که بشر در راستای فیزیک و علوم طبیعی برداشت بوجود آوردن نطریه ای به نام “مکانیک کلاسیک” بوده.در واقع پدیده “حرکت” شروع خوبی برای درست کردن نظریه مکانیک کلاسیک بوده، چرا که سالها این مسئله پیچیده مدت های زیادی به طور غلط برای بشر توجیه و توضیح داده میشده.
یک مثال ساده برای “مسئله حرکت”.وقتی شما چرخی را هل می دهید،اون چرخ با یک سرعت ثابت شروع به حرکت می کنه.خوب حالا اگر اون چرخ رو با نیروی بیشتری هل بدید(نیروی بیشتری وارد کنید) احساس می کنید که اون جسم تند تر حرکت می کنه و نا خوداگاه این نتیجه رو میگیریم که “هرچه نیروی وارد بر جسمی بیشتر باشد آن جسم تند تر حرکت کرده و سرعتش بیشتر می شود”.در واقع این نگرش که “سرعت جسم به نیرویی که به آن وارد می شود بستگی دارد”،گزاره غلطی بود که بر مبنای شهود و حدس بوده و نتیجه اون نظریه اشتباهی بود که قرنهای متمادی تدوام پیدا کرد.و شاید دلیل این تداوم به خاطر بنیان گذار این نظریه یعنی ارسطو، بوده.اما گالیله با کشف دلایل علمی و رد این نظریه پایه مکانیک کلاسیک و شاید علم فیزیک رو بنا نهاد و به ما آموخت که دلایل “شهودی” که نتیجه بلاواسطه مشاهده هستند،همیشه قابل اعتماد نیستند و منجر به پیدا کردن سر نخ های اشتباه می شوند.گالیله این توجیه رو کرد که اگر چرخ در مسیری(مستقیم الخط) که هیچ نیرویی به آن وارد نمیشه حرکت کنه،هیچ “تغییر” سرعتی نخواهد داشت و با همان سرعت به حرکت خودش ادامه خواهد داد.در واقع این “تغییرات” سرعته که با “نیرو” متناسب هست.”بردار ها “، “راستای حرکت و مسیر”،”جرم”،”گرانش” و … سرنخ هایی غیراز سر نخ های “نیرو” و “سرعت” بودن که باعث حل شدن معمای “حرکت” و بوجود اومدن مکانیک کلاسیک شدن.
با تکامل فیزیک کلاسیک توسط گالیله،نیوتون و … به خوبی روشن شد این نظریه برای خیلی از پدیده ها و سیستم ها در طبیعت مثل حرکت سیاره ها و علم نجوم و ….جواب های درستی میدهد و به خوبی اتفاقات را در آینده “پیش بینی” می کند.دوست دارم روی “پیش بینی”تاکید کنم چون درستی یک عبارت در مکانیک کلاسیک از “درست پیش بینی کردن” اون معلوم میشه و اصلن هدف مکانیک کلاسیک “پیش بینی” هست.سعی می کنم تو پست های بعدیم بگم با حذف این عبارت و تغییر نگرش شاخه های دیگه ای از فیزیک بوجود اومد.
منابع و لینک های مرتبط:
کتاب Evolution of Physics by A. EINSTEIN and L. INFELD
از اینجا هم می تونید کتابو دانلود کنید.





آوریل 12, 2008 at 7:07 ب.ظ
سلام مریمی. آخی ناراحت نباش. تا چشم به هم بذاری تموم میشه :) آقای فتحی حتما تهران هستن دیگه چون متاهلن. حتما واست دعا میکنم عزیزم
آوریل 13, 2008 at 6:28 ق.ظ
جالبه! تا به حال توجه نکرده بودم، الان به ظرافت کار پی بردم، اگر F=ma و اونوقت تغییر سرعت نسبت به زمان نداشته باشیم، نیرو صفر میشه!
آوریل 13, 2008 at 7:41 ق.ظ
اگه همه پست های فیزیکیت همینجور آسون و قابل فهم برای غیر فیزیکی ها باشه خوبه!
آوریل 14, 2008 at 7:09 ق.ظ
آخ که یاد درس و دانشگاه می اندازد این پست ها مارا :!:
آوریل 14, 2008 at 7:10 ب.ظ
سلام
وب قشنگی دارین
خوشحال می شم به منم سر بزنین
آوریل 14, 2008 at 7:35 ب.ظ
سلام
من “پیش بینی” میکنم پست بعدیت خیلی جالب تر و مهیج تر باشه.
تا اینجای درس فکر کنم که جمله من جزء مکانیک کلاسیک بود! نه؟ چون پیش بینیم 100% درسته! ;)
آوریل 15, 2008 at 6:45 ق.ظ
هیچوقت با فیزیک نتونستم کنار بیام،چراشو نمیدونم،اما هیچوقت از کلاسش فراری نبودم.
خجالت هم نمی کشم اینجا بگم چیزی ازش سر درنمیارم، و علت سردرنیاوردنشم عاشق نبودنمه.
بگذریم که هر چی جلوتر میرم خود رو عقب تر از سایرین می بینم اما ترجیحاً این عقب ماندن رو به فهمیدنش ترجیح می دم.
آوریل 15, 2008 at 7:22 ق.ظ
درود به مریم خانم
خوب می بینم که این شوور گرامی هی نوشابه و دوغ براتون باز می کنه(ای زن ذلیل).
مطلبت جالب بود خیلی خوب میشه همین طوری ادامه بدی ( ما هم تشویقت می کنیم).
آوریل 16, 2008 at 6:43 ب.ظ
سلام
جالب بود و به زبان ساده …
آوریل 16, 2008 at 11:33 ب.ظ
با درود به شما دوست وب نویس،
من در وب نوشت «رقص بر بام پریشانی» به عنوان وب نویس میهمان می نویسم.
در صورت تمایل می توانید با گذاشتن پیوند «رقص بر بام پریشانی» در فهرست پیوندهای ثابت خود، از این وب نوشت حمایت کنید. سپس مرا از این کار با خبر کنید. در این صورت پیوند وب نوشت شما در فهرست حامیان «رقص بر بام پریشانی» قرار خواهد گرفت.
نشانی «رقص بر بام پریشانی»:
http://dowr.wordpress.com
آوریل 19, 2008 at 6:08 ق.ظ
آبجی بیا آپ کن دیگه!
آوریل 19, 2008 at 7:20 ق.ظ
با سلام
پست بعدی رو با موضوع جالبی و قابل بحث شروع کنید . بحث در مورد ناشناخته های طبیعت و توجیهات فیزیک خیلی زیاده .!
اگر می خواید که فیزیک را با دید جدید نگاه کنیم و بتوانیم بجای یک ناظر صرف ، یک نظریه پرداز هم با شیم باید شجاع بوده پا توی قلمرو متافیزیک هم بگذاریم .
از دید من “مرز فیزیک و متا فیزیک ، جهل و بی اطلاعی ما نسبت قوانین هستیه”
یک سئوال در مورد شبکه هارت لاین چیزی شنیدید؟
آوریل 19, 2008 at 8:07 ق.ظ
با سلام مجدد
تصحیح می کنم” شبکه هارت من”Hartmann net درست است.
آوریل 19, 2008 at 11:18 ق.ظ
سلام
خوشحالم که دوباره جوانه زدی! من اینبار مشتاقانه تر منتظر پست بعدیت هستم.
خیلی زود دوباره ب آپ!!
آوریل 20, 2008 at 6:33 ق.ظ
مرسي
استفاده كردم!
می 27, 2008 at 12:14 ق.ظ
سلام. این داستان شارون استون نویسنده اش کی بوده؟ من رو وب پیدا نکردم. عجب شاهکاریه!
دسامبر 10, 2008 at 9:12 ب.ظ
میره با این سایت اشغال
دسامبر 15, 2008 at 2:36 ب.ظ
مریم جون وب خوبی داشتی.مریم جون ازت یه خواهشی دارم.من اون کسیو که با جون ودل می خواستمش ازدست دادم.هردوتامون همدیگرو دوست داشتیم ولی مارو به زور از هم جدا کردن.اون از من فرار میکنه چون فکر میکنه با دیدنش موجب عذابم میشه.
مریم جون ازت میخوام برامون دعا کنی تادوباره به هم برسیم.از تموم کسانی که این مطلبو میخونن خواش میکنم برام دعا کنین.باز هم به وبت سر میزنم.
مارس 11, 2009 at 6:03 ق.ظ
سلام من صبا هستم امروز يك دفعه وارد سايت مريم شدم مطلب شما روخوندم مي خواستم بگم هيچوقت از بندگان خدا درخواست چيزي نكن تا وقتي خدا هست چرا ديگران؟به خودش بسپار به صلاحتون باشه حتما كارها را طوري رديف مي كنه كه فكرش رو هم نكنين.
ذپيامبر مي فرمايد: تا خدا هست دليلي براي نا اميدي نيست.
آوریل 27, 2009 at 6:22 ب.ظ
فرق فیزیک با مهندسی میشه ؟