<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?><rss version="2.0"
	xmlns:content="http://purl.org/rss/1.0/modules/content/"
	xmlns:dc="http://purl.org/dc/elements/1.1/"
	xmlns:atom="http://www.w3.org/2005/Atom"
	xmlns:sy="http://purl.org/rss/1.0/modules/syndication/"
	xmlns:media="http://search.yahoo.com/mrss/"
		>
<channel>
	<title>دیدگاه‌ها برای: گریه</title>
	<atom:link href="http://maryamss.wordpress.com/2008/01/29/%da%af%d8%b1%db%8c%d9%87/feed/" rel="self" type="application/rss+xml" />
	<link>http://maryamss.wordpress.com/2008/01/29/%da%af%d8%b1%db%8c%d9%87/</link>
	<description>یه وبلاگ عادی از روزمرگی ها وعلاقه مندی هام!</description>
	<lastBuildDate>Sat, 07 Nov 2009 19:22:50 +0000</lastBuildDate>
	<generator>http://wordpress.com/</generator>
	<sy:updatePeriod>hourly</sy:updatePeriod>
	<sy:updateFrequency>1</sy:updateFrequency>
		<item>
		<title>با: SaeedTNT</title>
		<link>http://maryamss.wordpress.com/2008/01/29/%da%af%d8%b1%db%8c%d9%87/#comment-637</link>
		<dc:creator>SaeedTNT</dc:creator>
		<pubDate>Sun, 03 Feb 2008 03:59:47 +0000</pubDate>
		<guid isPermaLink="false">http://maryamss.wordpress.com/2008/01/29/%da%af%d8%b1%db%8c%d9%87/#comment-637</guid>
		<description>حالا گریه کردن و سبک شدن یک طرف
من مشکلی بر عکس دارم
چیزی به اسم گریه برای من عجیب و غریبه
حتی تو سخت ترین شرایط گریه ای وجود نداشته !
دکتر متخصص گریه سراغ ندارید :D</description>
		<content:encoded><![CDATA[<p>حالا گریه کردن و سبک شدن یک طرف<br />
من مشکلی بر عکس دارم<br />
چیزی به اسم گریه برای من عجیب و غریبه<br />
حتی تو سخت ترین شرایط گریه ای وجود نداشته !<br />
دکتر متخصص گریه سراغ ندارید :D</p>
]]></content:encoded>
	</item>
	<item>
		<title>با: شکری محمد جواد</title>
		<link>http://maryamss.wordpress.com/2008/01/29/%da%af%d8%b1%db%8c%d9%87/#comment-636</link>
		<dc:creator>شکری محمد جواد</dc:creator>
		<pubDate>Sun, 03 Feb 2008 03:22:52 +0000</pubDate>
		<guid isPermaLink="false">http://maryamss.wordpress.com/2008/01/29/%da%af%d8%b1%db%8c%d9%87/#comment-636</guid>
		<description>هنوز غم دارین؟</description>
		<content:encoded><![CDATA[<p>هنوز غم دارین؟</p>
]]></content:encoded>
	</item>
	<item>
		<title>با: Endless Love</title>
		<link>http://maryamss.wordpress.com/2008/01/29/%da%af%d8%b1%db%8c%d9%87/#comment-635</link>
		<dc:creator>Endless Love</dc:creator>
		<pubDate>Sat, 02 Feb 2008 14:26:14 +0000</pubDate>
		<guid isPermaLink="false">http://maryamss.wordpress.com/2008/01/29/%da%af%d8%b1%db%8c%d9%87/#comment-635</guid>
		<description>از همه دوستان متشکرم تقریباً تمام نظرات رو خوندم، البته تقریباً موفق باشید.</description>
		<content:encoded><![CDATA[<p>از همه دوستان متشکرم تقریباً تمام نظرات رو خوندم، البته تقریباً موفق باشید.</p>
]]></content:encoded>
	</item>
	<item>
		<title>با: رامن</title>
		<link>http://maryamss.wordpress.com/2008/01/29/%da%af%d8%b1%db%8c%d9%87/#comment-634</link>
		<dc:creator>رامن</dc:creator>
		<pubDate>Sat, 02 Feb 2008 10:32:22 +0000</pubDate>
		<guid isPermaLink="false">http://maryamss.wordpress.com/2008/01/29/%da%af%d8%b1%db%8c%d9%87/#comment-634</guid>
		<description>با درود فراوا ن
من هم از شما حيلي حيلي ممنونم . دست تان درد نكنه . از لينكي كه برايم گذاشتين هم خيلي ممنونم . 
اين مطلبي كه گفتين واقعا اتفاق افتاده بود؟؟ به نتيجه هم رسيد ؟؟ يعني تونستن صداها رو ضبط كنن ؟؟خيلي چيز جالبي بود و من اصلا تا حالا هيچ هيچ هيچ چي درموردش نمي دونستم .البته چند وقت پيش ها توي سريال عامل ناشناخته يه چيزي نشون داد كه من اون موقع خيلي خوب نفهميدم . الان فكر مي كنم شايد هميني بوده كه شما گفتين .  ممنونم كه زحمت كشيدين برايم نوشتين . دست تان درد نكند .

&lt;strong&gt;خواهش رامن جان.قابل نداشت&lt;/strong&gt;</description>
		<content:encoded><![CDATA[<p>با درود فراوا ن<br />
من هم از شما حيلي حيلي ممنونم . دست تان درد نكنه . از لينكي كه برايم گذاشتين هم خيلي ممنونم .<br />
اين مطلبي كه گفتين واقعا اتفاق افتاده بود؟؟ به نتيجه هم رسيد ؟؟ يعني تونستن صداها رو ضبط كنن ؟؟خيلي چيز جالبي بود و من اصلا تا حالا هيچ هيچ هيچ چي درموردش نمي دونستم .البته چند وقت پيش ها توي سريال عامل ناشناخته يه چيزي نشون داد كه من اون موقع خيلي خوب نفهميدم . الان فكر مي كنم شايد هميني بوده كه شما گفتين .  ممنونم كه زحمت كشيدين برايم نوشتين . دست تان درد نكند .</p>
<p><strong>خواهش رامن جان.قابل نداشت</strong></p>
]]></content:encoded>
	</item>
	<item>
		<title>با: arashOio</title>
		<link>http://maryamss.wordpress.com/2008/01/29/%da%af%d8%b1%db%8c%d9%87/#comment-629</link>
		<dc:creator>arashOio</dc:creator>
		<pubDate>Fri, 01 Feb 2008 16:23:45 +0000</pubDate>
		<guid isPermaLink="false">http://maryamss.wordpress.com/2008/01/29/%da%af%d8%b1%db%8c%d9%87/#comment-629</guid>
		<description>نیگران نباش نمیخوام کامنت بذارم... چون نباید گریه کنی و اگه کامنت بذارم یعنی یه جورایی کارت قابل توجیحه میشه که مثلا ملت اومدن بجایی که جلوتو بگیرن فقط تسکینت دادن آخه میدونی که گریه چشمارو قشنگتر میکنه  پس وقتی شوهر عزیزت برا مرخصی اومد پیشت یه زن با چشمای خیلی قشنگ میبینه و نمیتونه ازت دل بکنه و برگرده و ممکنه براش اضافه خدمت بخوره و باز چشمای تو قشنگتر بشه... برا همینه که نمیخوام اینجا کامنت بذارم

&lt;strong&gt;والا از بچگی که به گفتن گریه نکن چشمات زشت میشه.پس امیدوار باشم :)&lt;/strong&gt;</description>
		<content:encoded><![CDATA[<p>نیگران نباش نمیخوام کامنت بذارم&#8230; چون نباید گریه کنی و اگه کامنت بذارم یعنی یه جورایی کارت قابل توجیحه میشه که مثلا ملت اومدن بجایی که جلوتو بگیرن فقط تسکینت دادن آخه میدونی که گریه چشمارو قشنگتر میکنه  پس وقتی شوهر عزیزت برا مرخصی اومد پیشت یه زن با چشمای خیلی قشنگ میبینه و نمیتونه ازت دل بکنه و برگرده و ممکنه براش اضافه خدمت بخوره و باز چشمای تو قشنگتر بشه&#8230; برا همینه که نمیخوام اینجا کامنت بذارم</p>
<p><strong>والا از بچگی که به گفتن گریه نکن چشمات زشت میشه.پس امیدوار باشم :)</strong></p>
]]></content:encoded>
	</item>
</channel>
</rss>
