کتاب هایی که رهایشان کردم
ژانویه 26, 2008
راستش وقتی بازی کتاب های ناخوانده رو اینجا خوندم منو خیلی برد به قبلنا.می خواستم حتی اگه کسی هم دعوتم نکرداین بازیو بکنم.تا اینکه ایشون منو به بازی دعوت رد.رفتم از زمان راهنمائی و دبرستانم شروع کردم.حتی یه سر هم به کتابخونم زدم. این پروسه کلا بهم فهموند چقدر یه مدتیه بیخیال کتاب شدم.اما مهمتریناشونو اینجا مینویسم هر چند که باز خیلی زیاده:
- “کوری”:این کتابو قبل از اینکه نتیجه کنکور لیسانسم بیاد شروع کردم.همین طوریش حال و روز خوبی نداشتم دیگه چه برسه به اینکه یه کتاب این طوری بخونم.کلا اعتقاد دارم هر کتابیو تو زمان خودش باید خوند.هنوزم دوست دارم تا آخرشو بخونم چون موضوعش فوق العاده جالب بود و البته چون مقدمه شو خونده بودم تقریبا دستم اومده بود ه چه تیپ کتابی باید باشه….
- یکی از کتاب های میلان کوندرا که هر چی روز میزنم یادم نمیاد اسمش چی بود.فقط یادمه داستان یه دختر بچه بود.اینم از اون کتابایی بود که باید یکمی بزرگتر میشدم می خوندم.یه جورائی زدم کرد کتاب کوندرا.اون موقع 14 15 سالم بود.حالا می خوام برم کتاب “بار هستی” شو بخونم.
-” زن زیادی/جلال آل احمد”: وسط امتحانام خوندمش.چون وقت نداشتم نصفه کاره ولش کردم بعدشم کتابه نا پدید شد!
- کتاب های ایزاک آسیموف: یادش بخیر راهنمائی بودم که خوره کتاباش بودم. داستانای کاراگاه بیلی رو همه رو خونده بودم اما دوست داشتم سری ماجراهای لاکی استارو هم بخونم.کتاباش دیگه نیست یا من نمی بینم؟
- سری های تن تن و میلو: 2 3 تا داستانشو نشد گیر بیارم.دارم دنبالش میگیرم.همین تابستون کلی داستاناشو خوندم.(فقط هیکل گنده کردم!)
- “صد سال تنهایی/ماکز”: خیلی ها رو دیدم که تا آخرشو نخوندن.اصولا با نوشته ای مارکز نشد ارتباط بر قرار کنم.”طوفان برگ” شو فقط فکر کنم تا آخرشو خوندم(قشنگ بود)
-”زندگی من/ هیلاری کلینتون”.تا وسطاش خوندم اما بعدش رفتم سر کار و ….هنوزم داره تو کمد خاک می خوره.
- “بر باد رفته”: داستان این کتابه هم داستان فیلم تایتانیکه که عالم و آدم دیدن ولی من هنوز نه!این بر باد رفته هم همینطوریه فکر کنم چون از هرکسی می پرسم خونده!به خاطر شاهکار بودنش دوست دارم بخونم.
-”دوستی از هم گسسته”: ادامه داستان”خرمگس” وقتی تو تبعید بوده. قراره ماله انتشارات امیر کبیر باشه اما ما 5 ساله داریم میریم نمایشگاه به این امید که این کتابو پیدا کنیم.همه هم تا حالا اسمش به گوششون نخورده.
-”قبله عالم”:یه کتاب خیلی باحال در مورد خلق و خوی ایرانی ها از دید یه خارجیه.برای درس “انقلاب و ریشه های آن!” ازش استفاده کردم.بعدش یکمی بیشتر خوندمش اما چون ماله مامانم اینا بود و چون انتشارش ممنوع شده بود.این شد که گذاشتیم همانجا تو خونشون بمونه که گم و گور نشه.حالا هم داره خاک می خوره.
-”غزلیات شمس”: من یه عمریه تو حسرت این کتاب موندم.راستش همیشه زورم میومد پول بدم بخرمش همش منتظر بودم یکی بهم هدیه بده اماهمه بهم “تذکره الولیاء” و … هدیه می دادن.بعدشم که ازدواج کردیم.همسرمان اعتقاد داشت این مولوی حرف های بی تربیتی تو کتاباش زده و خوبیت نداره برام از این کتابا بخره.ما هم هرچی جز زدیم که اون مثنوی معنویه زیر بارش نرفت که نرفت.این شد که ما هم یکی دو سالیه بیخیالش شدیم.
-”آتش بدون دود”:از بس این مرضیه اینا گفتن کتابش قشنگه ما هم هوس کردیم.اما فقط هوس کردیم چون 7 جلدی بود بازم زورم اومد پول بدم بخرم.
دیگه هم اینا:”1984/جرج اورل”، “جنگ و صلح،انا کارنینا/تلستوی”، “نشت نشا/رضا امیر خانی”، “قدرت های بی صدا”،”خوشه های خشم”، “کویر/دکتر شریعتی”،”شیطان و دوشیزه پریم/پائلو کوئیلو”،”کتاب های جان گریشام”، “بامداد خمار” و….
از طرف من اینا دعوتن: آفتاب عالم تاب ، یک دریچه آسمان، سحر، زهرا اچ بی ، زهرا، datum of freedom، چشم غمگین، آریانا ،ورژن 17 ، باران
هرکس امتحان نداشت و حال داشت و حال کرد ،بازی کنه.افرادی که در وبلاگ هایشان به فینگلیش می نویسن نمی توانند در این بازی شرکت کنند هر چند که عمرا 2 تا کتاب هم توو زندگیت نخوندی.
پی نوشت خیلی مهم: بابا من چرا یه حرف از اسم بچه ام میزنم همه فکر می کنن من بچه دار شدم؟؟؟؟؟؟؟؟کلی دوست و رفیقا بهم اس ام اس زدن که خبریه و اینا؟!!!حالا چند وقت پیش رفته بودم عکس از قفسه سینه بگیرم اون خانومه هم شک کرده بود من بچه دارم یا نه دماغ سوخته برگردوندم گفت تا جواب آزمایشتو نیاری نمیشه عکس بگیری!! عجب گرفتاری یی شده به خدا
پی نوشت: اااااااااا خودم کف کردم از تایتلم!!!


ژانویه 26, 2008 at 8:53 ب.ظ
مریمیییی
مرسی
من اینو دوست دارم
برم تو کارش که این پست بعدیمه
راستی مریمی می گما من تو رو تو جی تالک اد کردم، ولی هیچ اتفاقی نیفتاد تو که ایمیل من این بالای کامنتم هست منو اد کن که با هم گوگل اینا شیر کنیم
مرسی زهرا جونم.منتظرم …الان ادت کردم.با این آی دی maryam.ss4@gmail.com
ژانویه 26, 2008 at 8:57 ب.ظ
آبجی، خودمونیما،ماشاءالله چقدر بیکار بودی که این همه کتاب خوندی!!
شوخی کردم.
کدوم جلدهای تن تن رو نداری؟!
جاش سی دی های کارتونش رو نیگا کن.
” آتش بدن دود ” داستانش سریال شده!؟
آخه بچه بودم سریالی به همین نام رو دیده بودم که محمد علی کشاورز نقش آق اویلر رو داشت ” تو ترکمن صحرا ساخته شده بود ”
موفق تر باشی
در مورد تن تن الان یادم نیستوباید نگاه کنم.نه کارتونش فایده نداره.کمیک استریپ چیز دیگری است
ژانویه 26, 2008 at 9:29 ب.ظ
یکی هم منو دعوت کنه… :((
شما که از همین الان آدرس وب لاگتون معلوم نسیت؟
ژانویه 26, 2008 at 9:38 ب.ظ
ha ha ha…motmaEni ketabe zendegiye man hilary clinton ro mikhasti faghat baraye agha esi bekhari oonam be onvane kadooooo……badesham chera tohin mikoni…age ketabayee ke RAHAYESHAN kardamo barat esm bebaram kolli az male to bishtar mishe….ba in tafavot ke to ta nesfe mikhooni o bad migiri be dard nemikhore..man too maghaze jeldesho negah mikonamo migiram!!!!vali tanha ketabi ke kamel khoonadamo kheili khosham oomado bet migam bekhooni:kakhe tanhayee……nevisande:sorya bakhtiari(zane sabeghe shahe iran)hal kardi che khafanam….hala to hey beshin bamdade khomar bekhoon
واه واه.خوب مگه چیه آدم به نیت یکی دیگه برای خودش کتاب بخره.یاد بگیر از من….ها یادم باشه این کتابه رو بخونم
ژانویه 26, 2008 at 9:39 ب.ظ
badeshaaaaaaaaaaaaaaam melllaaaaaaaaaaaaaaat!! man font o keyboarde farsi nadaaaaaaaaaaaaaaaaaaaaaaraaaaaaaaaaaaaaam
ژانویه 27, 2008 at 6:44 ق.ظ
مرسی مریم جون از دعوتت با اینکه امتحان دارم اما چون از سوژه خیلی خوشم اوم حتما مینویسم! (; بار هستی هم من خوندم. یه بار رفته بودم سر کلاس دوستم در دانشکده حقوق اونجا نشستم خوندم! D: جالب بود فکر کنم تو هم خوشت بیاد بخونی. در مورد جنگ و صلح هم باید خودتو آماده کنی که خسته نشی وسطش! D: این نویسنده های روس رو که میشناسی سه صفحه فقط توضیح میدن که فلان افسره قهوشو چه جوری هم میزد!! من که به شخصه حوصلم سر رفت وسطش D: بر باد رفته منظور همون کتاب اول هست یا اون که در ادامه نوشتن؟ به هر حال هر دوش قشنگه حتما بخون! (;
میگم حالا هر وقت کنکور رو دادیو اینا هم می تونی شرکت کنی.حتما یه بار باید وقت بذارم برم دنبل این کتابا بخونم این طوری نمیشه
ژانویه 27, 2008 at 9:57 ق.ظ
سلام …
وب جالبناکی دارید … محو عکاسی شما شدم … عکسهای جالبی بود …
مطالبتون هم جذابناک هست !!
لینک دادم .
موفق باشید.
عرفان
ممنونم
ژانویه 27, 2008 at 12:32 ب.ظ
سلام!
ممنون از دعوتت!
خواهش.
ژانویه 27, 2008 at 12:54 ب.ظ
eeeeeeeeeeeeeeeeee
چرا منو اذیت میکنه وبلاگت : ( ( : ( (
این سومین باره که کامنت می زارم واست : ( (
تقصیر من نیست.تقصیر این وردپرسه
ژانویه 27, 2008 at 1:05 ب.ظ
[...] منتظرم یکی بگه بیا بازی و این مریم گلی با مرام هم در این پست منو دعوت کرده به برشمردن (!!) کتابهای نخونده ام، و خوب من [...]
ژانویه 27, 2008 at 1:56 ب.ظ
با درود فراوان
چقدر اين بالش ها خوشگل هستند. من تاحالا نديده بودم.
راستش همه ي معلم هاي ما كلاس رفته اند ولي بيشترشون فقط مقدمات رو بلد هستند.
(خيلي از شما ممنونم كه زحمت مي كشين و هميشه پست هاي منو مي خونين )
مرسی از اطلاعاتت.
ژانویه 27, 2008 at 2:26 ب.ظ
[...] سوی مریم عزیز به بازی کتاب های ناخوانده دعوت شدم. هر چقدر که فکر [...]
ژانویه 27, 2008 at 3:34 ب.ظ
چه قدر کتابهايي که نخونديم شبيه به همه!! :دی
ايشالا تو پست بعدي شرکت ميکنم.
ممنون.میگم چرا وبلاگت نمیاد برای من؟؟؟
ژانویه 27, 2008 at 4:19 ب.ظ
دیوان شمس و کوری رو حتما بخون، البته به نظر من.
در مورد صد سال تنهایی با اینکه نوبل گرفته اصلا ضرر نکردی که نخوندیش…
دیوان شمسو بیخیالشم اما کوری احتمالا بخونم
ژانویه 27, 2008 at 4:47 ب.ظ
آبجی چند تا از این کتاب هایی که نیمه کاره ولشون کردی
اگر نخونی
نیمی از زندگیت بر باد رفته!!
واقعا روی هرچی کتاب خونه سفید کردم با این نصفه نمیه گذاشتن
ژانویه 27, 2008 at 5:07 ب.ظ
حالااین بازی چه سودی داره به غیر از به رخ کشیدن کتاب خونه هامون؟اما من از این پست خوشم اومده نمی دونم چرا .خوشحالم که بار هستی رو شروع می
کنی ارزش تامل داره
والا چی بگم.بازی دیگه
ژانویه 27, 2008 at 7:22 ب.ظ
بازی قشنگی هست … منم به واسطه یکی از دوستان شما در بازی شرکت کردم …
رنگین کمان باشید !!
عرفان
بله.بازیه جالبیه.منم باهاش حال کردم کلی
ژانویه 27, 2008 at 10:48 ب.ظ
سلام
این بازی که چند وقتی هست انقضا شده !
ها؟
ژانویه 28, 2008 at 5:50 ق.ظ
سلام
بله درسته, 5 با امسال میشه 6 سال … خیلی سیستم های وبلاگ نویسی رو زیر رو کردم … با بعضی از وبلاگ نویس هایی که فکرش رو نمیکردم ملاقات کردم و به قولاً گرگ بارون دیده شدم !!!
من قبلاً در رسته آی تی مطلب مینوشتم ولی الان دیگه شخصی + گرافیک هست !
خوشحالم از آشنایی با شما !
موفق باشید.
عرفان
منم خوشحالم از آشنایی با شما.
ژانویه 28, 2008 at 9:02 ق.ظ
من خیلی کتابخون حرفه ای نیستم مثل تو
اکثرا هم رمان میخونم که اونم سریع به پایان می رسونم
من فقط دو تا کتاب رو تا آخر نخونده ولش کردم
یکیش زندگی نو اثر اورهان نمیدونم چی چی که جایزه نوبل برده بود. چون اصلا کتابش به نظرم از اصل بی معنی می اومد ولش کردم . یا شایدم سوات من بسیار اندک بود برای فهم این کتاب
دومیش هم مردان ونوسی زنان مریخی و یا شایدم بر عکس. این کتاب البته بدک نبود ولی من خیلی جذبش نشدم و فقط دو فصل اول رو خوندم و گذاشتمش کنار.
ای بابا ما اگه متابخون حرفه ای بودیم که این همه کتاب ناخونده نداشتیم.اره منم کتاب های روانشناسی مثل مردان ونوسی زنان مریخی رو نمی تونم تا آخرش بخونم
ژانویه 28, 2008 at 4:47 ب.ظ
درود
اوووووووه ، چی همه کتاب . من که کتاب خون نیستم ولی در عوضش تا جایی که تونستم برا پسرم کتاب گرفتم اونم مثلن میخونه ( اروا خیکش ) فکر کردم آبرو داری کنم اونو تو این کار بفرستمش جلو ولی هنوز نمیدونم کدوم کتاباشو نخونده!
البته درمورد این کتاب ونوسی و مریخی هم من وهم خانومم مشکل داشتیم و فکر میکنم مترجم نتونسته این مسیله رو خوب برگردونه و با اخلاقیات ما جفتو جورش کنه ( چند نفر دیگه هم سراغ دارم که اینجور مشکلی رو داشتن ) . و فقط میخواسته یه چیزی بگه !
موفق باشید .
اره کتابش خوبه ولی به درد همه نمی خوره.ممنون
ژانویه 28, 2008 at 9:09 ب.ظ
e mosabeghe rah bendaz har kas boshtar ketab nakhoonde barande she…..rasti..khoobi?azat khabari nis?fek konam dari daghoon dars mikhooni..intor ke peidas kheili vaghte computero kenar gozashti
ژانویه 29, 2008 at 10:25 ق.ظ
[...] و «وب 2» و «سیذارتا» و در نهایت «مریم» که قلب من رو توی این پست شکوند و با جوابی عجیب من رو به بازی راه [...]
ژانویه 29, 2008 at 10:41 ق.ظ
شما به یک «بازی» دعوت شده اید:
http://saarblog.wordpress.com/2008/01/29/new-game/
خیلی ممنون از لطفتون
ژانویه 31, 2008 at 6:57 ق.ظ
سلام منم مریمی ام مثل خودت کتاب خونم هستم نوشته هاتم دوس دارم همه مریما ماهن مگه نه؟
البته تو این که شکی نیست
فوریه 3, 2008 at 4:03 ق.ظ
سلام
جالب و زیبا بود
موفق باشی مریم
فوریه 4, 2008 at 8:54 ق.ظ
سلام خنومی…از خونه زهرا اومدم اینجا…خوشحالم با وبت اشنا شدم….با استناد به این جمله منم می خوام تو این بازی شرکت کنم …..”هرکس امتحان نداشت و حال داشت و حال کرد ،بازی کنه.افرادی که در وبلاگ هایشان به فینگلیش می نویسن نمی توانند در این بازی شرکت کنند هر چند که عمرا 2 تا کتاب هم توو زندگیت نخوندی”
فوریه 4, 2008 at 9:07 ق.ظ
سرنوشت شوم یک امپراطور/شبهای سرای/سلطانه/خانم(مسعود بهنود)/امینه(مسعودبهنود)/سه زن(مسعود بهنود)/هفت سنگ/هیتلر ونروژ/از ولگردی تا دیکتاتوری/زنجیر عشق/ربکا/بلندیهای بادگیر/تاریخ فرانسه/خواجه تاجدار/اناخوسیفا/تاریخ مشروطه/جین ایر/کیمیاگر/نامه های عاشثانه یک پیامبر/زندگی -مرگ ودیگر هیچ/خرسهای پاندا/کیمیاگر/قلعه حیوانات/
دزیره/نقره خواران/اشراف زادگان دلباخته/اناکورنینا/داستان زندگی ماری لینکلن(همسر ابراهام لینکلن)/کوری/صد سال تنهایی /کوری/سری داستانهای تن ومیلو/خوشه های خشم/برباد رفته/اکثر رمانهای ایرانی
فوریه 4, 2008 at 9:09 ق.ظ
واز رمانهای تاریخ بیشتر خوشم مییاد…بخصوص تاریخ فرانسه وایران…کتابی که نصفه تو دستمه وبه خاطر اینکه امانت دادم نتونستم تمومش کنم …دنیای صوفی هست….وکتاب موج سوم را هم همسرم بهم معرفی کرده ومیخوام بخونمش….راستی یه کتاب هم اونروز خریدم اسمش مهربانو…هنوز نخوندمش ولی انگار درمورد یه ملکه اشکانیه……
فوریه 4, 2008 at 9:10 ق.ظ
راستی “کلیدر “هفت جلده…اثر محمود دولت ابادی …تونستی بخونش…..خیلی عالیه…هم داستانش …هم نثرش…
ممنونم خانومی.خیلی استفاده کردم.االبته از این شاهکار های ادبی نا خوانده که زیاد دارم.باید برم دنبالشون گیر بیارم .
فوریه 5, 2008 at 4:35 ب.ظ
sad sal tanhayii roooooon ta akharesh nakhoondiii? vayyyyyyyyyyyyyyyyyyyyyyyyyyyyyyyyyyyyyyyyyyy
شرمنده !دفعه دیگه سعی می کنم بخونم
فوریه 10, 2008 at 8:07 ب.ظ
احتمالا اسم اون کتاب میلان کوندرا “حالا نگاه نکن!” نبوده؟ که براساسش یه فیلم هم ساختن. یادمه وقتی اون کتاب رو میخوندم, آخرش واقعا جاخوردم و حتی ترسیدم! اصلا انتظار چنین پایانی رو نداشتم!