پوستر های با معنی
اکتبر 9, 2007
می خواستم این لینک رو بذارم تو لینکدونی دلیشز ولی حیفم اومد دو سه تا از این عکسا رو نذارم اینجا خیلی قشنگن.برای اینکه آدم باشم و فقط کپی پیست نکرده باشم بعضی از این جمله ها رو ترجمه کردم.اگه اشتباهی ترجمه کردمشون خوشحال میشم بگید:
“تک بودن،نترس که متفاوت باشی”

“میلیون ها نفر سیب های افتاده رو دیدن ولی نیوتون پرسید چرا!”

“با مثبت اندیشی نصف کار رو انجام دادی”

“تبدیل یه چیز ساده به یه چیز پیچیده عادیه،تبدیل یه چیز پیچیده به یه چیز خیلی ساده،خلاقیته!”

“همه عجایبی که در زندگیت به دنبالشون هستی در درون خودت منعکس شده”(یه جورایی یاد پائولو کوئلو افتادم!)

“عشق خیره شدن به یکدیگر نیست!عشق با هم نگاه کردن به بیرون در یک جهته”

“دور نما، بد بین سختی ها رو در فرصت ها میبینه،خوشبین زیبایی ها رو در هر سختی”

“دگرگون شدن!اگر همیشه به دانسته هات چسبیده باشی هیچ وقت پیشرفت نمی کنی”

“خودت رو به سمت ماه پرتاب کن،حتی اگر موفق نشدی بین ستارگان فرودخواهی آمد”

“فقط خودتی که می تونی راه خودت رو انتخاب کنی”

فکر کنم بیشتراز 2 3 تا شد!بقیه شم قشنگه.
دیروز سر کلاس بالاخره احساس کردم شاید این تغییر رشته مسخره کمی داره منو ارضا می کنه.احساس کردم اون چیزی رو که همش برام سوال بود داره یه جورایی برام حل میشه.خوب امیدوارم تا آخر ترم همینطوری امیدوار باشم که نمره ام ناپلئونی در نیاد.



اکتبر 9, 2007 at 5:55 ق.ظ
عکس های قشنگی بود…
در مورد پست قبلی هم به نظر من ..تنها تفاوت آقایون و خانوم ها اعتماد به نفسشونه..و توی خیلی از موارد بدون در نظر گرفتن این نقطه ضعف…خانوم ها کارشونو خیلی بهتر انجام می دن…
اکتبر 9, 2007 at 7:10 ق.ظ
عكس هاي خوبي بود؛ شما چي خوندي و الان چي مي خوني؟؟؟
مریم:الان فیزیک می خونم .لیسانسم ولی برقه
اکتبر 9, 2007 at 6:57 ب.ظ
خوب بید!
اکتبر 9, 2007 at 8:04 ب.ظ
معرکه بود! مخصوصآ اون اولی که میگفت از متفاوت بودن نترسین.هر چند صحبت کردن آسونه ولی اینکه آدم جدآ از متفاوت بودن نترسه کار شاقیه.
اکتبر 10, 2007 at 1:52 ق.ظ
ممنون خیلی قشنگ بودن به خصوص عکس سگها!
اکتبر 11, 2007 at 6:19 ب.ظ
U Rock Gurl
:-*
enjoyed da pixz
اکتبر 11, 2007 at 7:04 ب.ظ
مرسی عالی بود…فقط اسمی که برای پستت انتخاب کردی کمی از نظر من نامناسب است. چرا که هر عکسی به هرحال معنایی دارد! روی اسم کمی بیشتر فکر بکنی به نظرم بهتره.
“ممنون بابت راهنمایی.حتا این کار رو می کنم”
اکتبر 11, 2007 at 7:13 ب.ظ
مرحمت کردی.
اکتبر 11, 2007 at 9:27 ب.ظ
فقط؛ مرسی.
اکتبر 12, 2007 at 7:01 ق.ظ
فوق العاده بود! من هميشه از اين جور عكسها براي بك گراند موبايل(p990i) استفاده ميكنم!
قابل نداشت
اکتبر 12, 2007 at 10:30 ق.ظ
جالب بود!
اکتبر 12, 2007 at 12:16 ب.ظ
آفرین … به تو و به طراحش!
اکتبر 12, 2007 at 10:12 ب.ظ
besyar ziba bud va lezat bordam
movafagh bashi doosre aziz
اکتبر 13, 2007 at 3:20 ق.ظ
سلام میشه لطف کنید و این وبلاگ رو در پیوند های وبلاگتان وارد کنید و به دوستانتون معرفی کنید.اگه جواب مثبته لطف کنید یه میل برای من بفرستید متشکر.راستی اگه به این وبلاگ سر زدید نظر یادتون نره.
s_abedi70@yahoo.com
http://www.sinabedi.blogfa.com
اکتبر 13, 2007 at 1:06 ب.ظ
Omdivaram ke betoonim inaro dar zendegimoon be kar beabarim
Sharmande bekhatere Font
ممنون
اکتبر 13, 2007 at 4:00 ب.ظ
salam. kheili matalebe jalebi dari. az posterhat ham mamnoonam, omidvaram ke be webloge man ham ye sar bezani. khoshal misham ke ertebate bishtari dar internet dashte bashim.
اکتبر 13, 2007 at 7:46 ب.ظ
قشنگ بودن
ممنون
اکتبر 13, 2007 at 8:21 ب.ظ
“تبدیل یه چیز ساده به یه چیز پیچیده عادیه،تبدیل یه چیز پیچیده به یه چیز خیلی ساده،خلاقیته!”
همه عکسها قشنگ و بامعنی بودن .
بهتون تبریک می گم از این که دنبال رشته مورد علاقه تون رفتین . موفق باشین
ممنون
اکتبر 14, 2007 at 4:23 ق.ظ
چی جالب!!!
از این پوسترا هم پیدا میشه
““عشق خیره شدن به یکدیگر نیست!عشق با هم نگاه کردن به بیرون در یک جهته””
این یکی خیلی پایه بود
خسته نباشی!!!
سلامت باشی
اکتبر 14, 2007 at 6:18 ق.ظ
خیلی خیلی قشنگ بود.
مرسی
قابل نداشت
اکتبر 14, 2007 at 7:25 ق.ظ
خيلي جالب بود مخصوصا بعضي از جمله ها مثلا سگه وماه . ابتكاره خوبيه اگر بازم از اين جمله ها در سايت خانواده سبز بزاريد .خسته نباشي
قابل نداشت ولی من لینکشو نذاشتم
اکتبر 14, 2007 at 9:50 ق.ظ
عکس ها خیلی عالی بود
ممنون
اکتبر 14, 2007 at 10:55 ق.ظ
very good
اکتبر 14, 2007 at 11:28 ق.ظ
salam. axaye zibayee bod va degargon konandeh. motshakeram.
http://www.passargadcom.blogfa.com filter shekan khasti inja peyda mikoni
ممنون بابت آدرس
اکتبر 14, 2007 at 11:47 ق.ظ
salam jaleb bod in axaro ba kifiat bala koja mishe peyda kard
نمی دونم والا؟!شاید تو خود سایت اصلیش زده باشه که عکسا رو از کجا جمع کرده
اکتبر 15, 2007 at 5:32 ق.ظ
“خودت رو به سمت ماه پرتاب کن،حتی اگر موفق نشدی بین ستارگان فرودخواهی آمد”
نمیتونم بگم بی نظیر ولی واقعا جمله تکان دهنده ای بود. از شما هم ممنو نم.
اکتبر 15, 2007 at 8:19 ق.ظ
ممنون و جالب بود ….. اما يه چيز جالب تر از كار شما كار طراحان اين پوستر ها است ( اينو كه همه ميدونن…. چشم بسته غيب گفتم ) ….ولي واقعا القا پيام مثبت به شهروندان براي ايجاد حس مثبت زيستن و سالم بودن … كاريه كه از عهده اين طراحان برآمده …. يه حسي درونم ميگه هر پوستر توسط يك تيم طراحي شده ( ترا به خدا نگيد اينم همه ميدونن … ) يه نگاهي به پوستر هاي درون شهرخودمان بيندازيم ….. اينجوري بهتر ميفهميم كه راه هاي ايجاد جامعه امن و سالم با اين راهي كه ما ميرويم كمي متفاوت است.
اکتبر 15, 2007 at 7:08 ب.ظ
تا شكوفة سرخ يك پيراهن
سنگ مي كشم بر دوش،
سنگ الفاظ
سنگ قوافي را.
و از عرقريزان غروب، كه شب را
در گود تاريكش
مي كند بيدار،
و قيراندود مي شود رنگ
در نابينائي تابوت،
و بي نفس مي ماند آهنگ
از هراس انفجار سكوت،
من كار مي كنم
كار مي كنم
كار
و از سنگ الفاظ
بر مي افرازم
استوار
ديوار،
تا بام شعرم را بر آن نهم
تا در آن بنشينم
در آن زنداني شوم . . .
من چنينم. احمقم شايد!
كه مي داند
كه من بايد
سنگ هاي زندانم را به دوش كشم
بسان فرزند مريم كه صليبش را،
و نه بسان شما
كه دستة شلاق دژخيم تان را مي تراشيد
از استخوان برادرتان
و رشتة تازيانة جلادتان را مي بافيد
از گيسوان خواهران
و نگين به دستة شلاق خودكامگان مي نشانيد
از دندان هاي شكستة پدرتان!
و من سنگ هاي گران قوافي را بر دوش مي برم
و در زندان شعر
محبوس مي كنم خود را
بسان تصويري كه در چارچوبش
در زندان قابش.
و اي بسا
تصويري كودن
از انساني ناپخته:
از من ساليان گذشته
گمگشته
كه نگاه خردسال مرا دارد
در چشمانش،
و من كهنه تر به جا نهاده است
تبسم خود را
بر لبانش،
و نگاه امروز من بر آن چنان است
كه پشيماني
به گناهانش!
تصويري بي شباهت
كه اگر فراموش مي كرد لبخندش را
و اگر كاويده مي شد گونه هايش
به جست و جوي زندگي
و اگر شيار بر مي داشت پيشانيش
از عبور زمان هاي زنجير شده با زنجير بردگي
مي شد من!
مي شد من
عيناً!
مي شد من كه سنگ هاي زندانم را بر دوش
مي كشم خاموش،
و محبوس مي كنم تلاش روحم را
در چار ديوار الفاظي كه
مي تركد سكوت شان
در خلإ آهنگ ها
كه مي كاود بي نگاه چشم شان
در كوير رنگ ها . . .
مي شد من
عيناً!
مي شد من كه لبخنده ام را از ياد برده ام،
و اينك گونه ام . . .
و اينك پيشانيم . . .
چنينم من
ـ زنداني ديوارهاي خوشاهنگ الفاظ بي زبان ـ
چنينم من!
تصويرم را در قابش محبوس كرده ام
و نامم را در شعرم
و پايم را در زنجير زنم
و فردايم را در خويشتن فرزندم
و دلم را در چنگ شما . . .
در چنگ همتلاشي با شما
كه خون گرم تان را
به سربازان جوخة اعدام
مي نوشانيد
كه از سرما مي لرزند
و نگاه شان
انجماد يك حماقت است.
شما
كه در تلاش شكستن ديوارهاي دخمة اكنون خويشيد
و تكيه مي دهيد از سر اطمينان
بر آرنج
مجري عاج جمجمه تان را
و از دريچة رنج
چشم انداز طعم كاخ روشن فرداتان را
در مذاق حماسة تلاش تان مزمزه مي كنيد.
شما . . .
و من . . .
شما و من
و نه آن ديگران كه مي سازند
دشنه
براي جگرشان
زندان
براي پيكرشان
رشته
براي گردن شان.
و نه آن ديگرتران
كه كورة دژخيم شما را مي تابانند
با هيمة باغ من
و نان جلاد مرا برشته مي كنند
در خاكستر زاد و رود شما.
و فردا كه فرو شدم در خاك خونالود تبدار،
تصوير مرا به زير آريد از ديوار
از ديوار خانه ام.
تصويري كودن را كه مي خندد
در تاريكي ها و در شكست ها
به زنجيرها و به دست ها.
و بگوئيدش:
«تصوير بي شباهت!
به چه خنديده اي؟»
و بياويزيدش
ديگر بار
واژگونه
رو به ديوار!
و من همچنان مي روم
با شما و براي شما
ـ براي شما كه اين گونه دوستارتان هستم. ـ
و آينده ام را چون گذشته مي روم سنگ بردوش:
سنگ الفاظ
سنگ قوافي،
تا زنداني بسازم و در آن محبوس بمانم:
زندان دوست داشتن.
دوست داشتن مردان
و زنان
دوست داشتن ني لبك ها
سگ ها
و چوپانان
دوست داشتن چشم به راهي،
و ضرب انگشت بلور باران
بر شيشة پنجره
دوست داشتن كارخانه ها
مشت ها
تفنگ ها
دوست داشتن نقشة يابو
با مدار دنده هايش
با كوه هاي خاصره اش،
و شط تازيانه
با آب سرخش
دوست داشتن اشك تو
بر گونة من
و سرور من
بر لبخند تو
دوست داشتن شوكه ها
گزنه ها و آويشن وحشي،
و خون سبز كلروفيل
بر زخم برگ لگد شده
دوست داشتن بلوغ شهر
و عشقش
دوست داشتن ساية ديوار تابستان
و زانوهاي بيكاري
در بغل
دوست داشتن جقه
وقتي كه با آن غبار از كفش بسترند
و كلاهخود
وقتي كه در آن دستمال بشويند
دوست داشتن شاليزارها
پاها و
زالوها
دوست داشتن پيري سگ ها
و التماس نگاه شان
و درگاه دكة قصابان،
تيپاخوردن
و بر ساحل دورافتادة استخوان
از عطش گرسنگي
مردن
دوست داشتن غروب
با شنگرف ابرهايش،
و بوي رمه در كوچه هاي بيد
دوست داشتن كارگاه قاليبافي
زمزمة خاموش رنگ ها
تپش خون پشم در رگ هاي گره
و جان هاي نازنين انگشت
كه پامال مي شوند
دوست داشتن پائيز
با سرب رنگي آسمانش
دوست داشتن زنان پياده رو
خانه شان
عشق شان
شرم شان
دوست داشتن كينه ها
دشنه ها
و فرداها
دوست داشتن شتاب بشكه هاي خالي تندر
بر شيب سنگفرش آسمان
دوست داشتن بوي شور آسمان بندر
پرواز اردك ها
فانوس قايق ها
و بلور سبز رنگ موج
با چشمان شبچراغش
دوست داشتن درو
و داس هاي زمزمه
دوست داشتن فريادهاي ديگر
دوست داشتن لاشة گوسفند
بر چنگ مردك گوشت فروش
كه بي خريدار مي ماند
مي گندد
مي پوسد
دوست داشتن قرمزي ماهي ها
در حوض كاشي
دوست داشتن شتاب
و تأمل
دوست داشتن مردم
كه مي ميرند
آب مي شوند
و در خاك خشك بي روح
دسته دسته
گروه گروه
انبوه انبوه
فرو مي روند
فرو مي روند
و فرو
مي روند
دوست داشتن سكوت و زمزمه و فرياد
دوست داشتن زندان شعر
با زنجيرهاي گرانش:
ـ زنجير الفاظ
زنجير قوافي . . .
و من همچنان مي روم:
در زنداني كه با خويش
در زنجيري كه با پاي
در شتابي كه با چشم
در يقيني كه با فتح من مي رود دوش با دوش
از غنچة لبخند تصوير كودني كه بر ديوار ديروز
تا شكوفة سرخ يك پيراهن
بر بوتة يك اعدام:
تا فردا!
چنينم من:
قلعه نشين حماسه هاي پر از تكبر
سمضربة پر غرور اسب وحشي خشم
بر سنگفرش كوچة تقدير
كلمة وزشي
در توفان سرود بزرگ يك تاريخ
محبوسي
در زندان يك كينه
برقي
در دشنة يك انتقام
و شكوفة سرخ پيراهني
در كنار راه فرداي بردگان امروز.
اکتبر 15, 2007 at 9:43 ب.ظ
khob bod faghat ien mozoat dege kheyli kelishee shode khobe adam jasortar bashe har chand door az joone shoma ma ba admaee sare car darim ke jolotar az damagheshono nemitonan bebeenan
اکتبر 15, 2007 at 11:32 ب.ظ
COOOOOL
اکتبر 16, 2007 at 5:58 ق.ظ
benazare man khili posteraie ke gozashte ale bod raste omid varam to reshtei ke entekhab karde khili khili movafag bashe ke midonam haste
اکتبر 16, 2007 at 12:50 ب.ظ
salam
khaste nabashe ae gol
be ma ham eh sare bzan
ba tashkor
___________________________
saman
_____________________________
اکتبر 17, 2007 at 3:14 ب.ظ
AWESOME ….
خیلی جالب بود
اکتبر 17, 2007 at 4:30 ب.ظ
این ها قشنگ هستن. ولی مشکل اینه که اینا واسه فاطی تنبون نمی شه. به جای لذت بردن از عکس باید یه فکر دیگه کرد.
بعله فقط نیوتون معنی سیب رو فهمید. ولی صد نفر این عکس رو می بینن و هیچ کدومشون براشون مهم نیست نیوتون کی بوده.
امید وارم منظورمو بفهمی
ژوئن 9, 2008 at 10:16 ق.ظ
تشكر خيلي پربار و با مفهوم بود .