احترام در دنیای مجازی!
اکتبر 5, 2007
مطئمنن دنیای مجازی برای خودش داره دنیایی میشه که بی شباهت نیست به دنیایی حقیقیه ما.می خوام گله گذاری کنم از بعضی از وب لاگ نویس هایی که به این دنیای جدید هم رحم نمی کنن.نمی دونم آیا این فقط عادت ما ایرانی ها است که اعتقادات همدیگه رو به مسخره بگیریم یا همه مردم دنیا این طورین؟یه عده در این وبلاگستان منتظر انواع مناسبت های مذهبی هستن تا همدیگه رو به مسخره بگیرن. انگار شده یه افتخار برای افراد که هر روز از خاطرات ناهار خوردنشون تو ماه رمضون بنویسن یا از مجلس رقاصی شون شب عاشورا و بهش افتخار کنن یا بالعکس اونی که خودشو مذهبی می دونه به خیال خودش فقط بشینه و دماغشو بگیره بالا و اونی که به هیچ چیز اعتقاد نداره رو مورد نکوهش قرار بده و خوشحال باشه از اینکه مثل اون نیست.
البته نوشتن خاطرات روزانه یکی از اهداف وبلاگ نویسیه ولی نمیدونم این افه روشنفکریه که طرف هیچ وقت از ناهاری که میخوره نمینویسه اما هر روز ماه رمضون آپ دیت میکنه در مورد خورد و خوراکش و مشروب خوردنش تو شب قدر.باشه آقا خانومی که روزی 1000 تا هم خواننده داری ،1000 نفر بیان برات کامنت بذارن که تو آدم باحال و رله و… هستی راضی میشی؟
آقا و خانوم مذهبی تو که ادعات میشه چرا برای یه نظر مخالف طرف رو می شوری میذاری کنار.اینقدر مطمئمنی از ایمانت؟اینقدر از دینی که انتخاب کردی مطمئنی؟اینقدر از قضاوت خودت در مورد دیگران مطمئنی که با زبان نیش و کنایه و بعضا توهین و تحقیر افراد رو از خودت می رنجونی؟لابد اینم افه بچه مذهبی بودنه؟
چرا آدم ها که حالا یه فرصت دیگه دارن لاقل تو این دنیای مجازی مهربون تر باشن باز به هم رحم نمی کنن؟چرا اینقدر راحت تفکر و اعتقادات افراد توسط همدیگه به مسخره گرفته میشه؟نمیشه یکم تمیز تر و منصفانه تر عمل کرد؟نمیشه به مسائل شخصیه افراد کمتر کار داشته باشیم؟نمیشه کمی محترمانه تر رفتار کنیم؟آیا مجازی بودن به ما این اجازه رو میده که چون حالا که افراد ما رو نمیشناسن بهشون بی احترامی کنیم؟
هر چند که مقصر اصلی همه این آفات رفتاری رو نوع اداره کردن این حکومت و کشور میدونم.شاید اگر مذهب داشتن زوری نبود کسی از روی کم بود سند روشنفکریش رو مست کردن و هر شب با یکی خوابیدن نمی دونست.شاید اگر نماز و روزه زوری نبود اینقدر راحت نماز و روزه معتقدان اصلیش به مسخره گرفته نمیشد.شاید اگر عزاداری و شب قدر گرفتن به زور به مردم تحمیل نمی شد یه عده به ظاهر مذهبی اینقدر راحت به مردم عام نمی تازیدن و به جای خدا براشون حکم صادر نمی کردن.شاید اگر چادر یه مجوز ورود برای اداره ها نبود الان حرمت حجاب و پوشش خیلی بالاتربود.
افراط و تفریط!اینه که همیشه اذیتم می کنه!
مطمئنن مخاطب این متن شخص خاصی نیست امیدوارم سوء تفاهم پیش نیاد





اکتبر 6, 2007 at 5:21 ق.ظ
[...] * احترام در دنیای مجازی! البته نوشتن خاطرات روزانه یکی از اهداف وبلاگ نویسیه ولی نمیدونم این افه روشنفکریه که طرف هیچ وقت از ناهاری که میخوره نمینویسه اما هر روز ماه رمضون آپ دیت میکنه در مورد خورد و خوراکش و مشروب خوردنش تو شب قدر.باشه آقا خانومی که روزی 1000 تا هم خواننده داری ،1000 نفر بیان برات کامنت بذارن که تو آدم باحال و رله و… هستی راضی میشی؟ آقا و خانوم مذهبی تو که ادعات میشه چرا برای یه نظر مخالف طرف رو می شوری میذاری کنار.اینقدر مطمئمنی از ایمانت؟اینقدر از دینی که انتخاب کردی مطمئنی؟اینقدر از قضاوت خودت در مورد دیگران مطمئنی که با زبان نیش و کنایه و بعضا توهین و تحقیر افراد رو از خودت می رنجونی؟ لابد اینم افه بچه مذهبی بودنه؟ [...]
اکتبر 6, 2007 at 5:29 ق.ظ
سلام مریم
یه کامنت بیربط خاله زنکی:)
ببین مدتها بود آدرس وبلاگ رقیه سعیدی رو فراموش کرده بودم. الان از وبلاگت دیدم و رفتم سراغ وبلاگش
بچم مشکوک میزنه خواستم براش کامنت بذارم گفتم اول باهات هماهنگی کنم:دی
ببینم این رقیه پریده بچم؟ آخه یه بار یه خبر مشکوکی از ازدواج یکی از این دو زوج باوفا (رقیه یا ثریا اقنوت) شنیده بودم.
حالا ممنون میشم اگه اینو خوندی ندایی بدی و فردی رو از نگرانی برهانی :دی
مرسی
مریم:دخترم جوابتو تو وبلاگت دادم
اکتبر 6, 2007 at 8:17 ق.ظ
خانم سعیدی لطفا پاسخ گو باشید.
اکتبر 6, 2007 at 8:27 ق.ظ
متاسفانه نيست اين احترام! ما به خودمون و اعتقادات خودمون هم احترام نمي ذاريم چه برسه به بقيه
مریم:اینم حرفیه!
اکتبر 6, 2007 at 9:28 ق.ظ
هوم…..
اکتبر 6, 2007 at 9:44 ق.ظ
لطفا عنوان وبلاگتان را اصلاح کنید:
“یه وبلاگ عادی از روزمرگی ها وعلاقئم”
“علائقم” درستشه
مریم:مرسی که گفتی .بیسواتیم دیگه!
اکتبر 6, 2007 at 10:37 ق.ظ
لینکوندمت
اکتبر 6, 2007 at 11:37 ق.ظ
به نظر من هم اگه از بچگی مجبور به انجام خیلی از کارها نبودیم…حالا دیگه انجام ندادن اونها برای خیلی ها افتخار محسوب نمی شد…یه چیز عادی بود…یه انتخاب که هر کس تو زندگیش می تونه داشته باشه و این انتخاب هر چی که باشه می تونه محترم باشه…
اکتبر 6, 2007 at 12:28 ب.ظ
همین حالا هم دارم این رو میخونم هم دارم فید رو آپ میکنم ببخشید که دیر شد ها به خدا کلی کار رو سرم ریخت !….
حالا در و دیوار وبلاگت رو نگه دار که پایین نیاد
:)
مریم:واقعا ممنون
اکتبر 6, 2007 at 4:41 ب.ظ
اگر نگم مرتبط با موضوع باید بگم که بیربط نیست!
http://ajorpare.wordpress.com/2007/09/25/22/
اکتبر 6, 2007 at 7:17 ب.ظ
salam maryam jan.mer30 az comment hatun.magar inke shoma ma ro tahvil begirin:)
اکتبر 6, 2007 at 7:51 ب.ظ
به چه نكته ظريفي اشاره كرديد،ناگفته مانده بود:)
اکتبر 7, 2007 at 3:24 ق.ظ
سلام
فكر كنم اول بايد احترام رو تعريف كني. برداشت ماها از اين كلمه معمولاً با همديگه يكي نيست. از كجا مي دوني اوني كه در مورد غذا خوردنش تو ماه رمضون مينويسه ميخواد بياحترامي كنه؟
حدس ميزني اگه هزار نفر يه همچين چيزي رو بخونن چند نفرشون حس ميكنن بهشون يا به اعتقادتشون بياحترامي شده؟
خيلي از وقتا موضوع احترام نيست، سوءتفاهمه.
خوشتر باشي.
مریم:شما راست میگید اما منم به خاطر همین گفتم نمی خوام سوء تفاهم شه چون منظورم به یه عده خاصی بود خودشون هم معترف به این هستن که دارن بی احترامی می کنن.
اکتبر 7, 2007 at 5:29 ب.ظ
خيلي جالب بود!!
اکتبر 7, 2007 at 6:00 ب.ظ
با کمال احترام نظر من با شما مخالفه.هر کس آزاده در مورد هر چیز که دوست داره بنویسه هرچند که حرفش غلط باشه.اگر میبینیم وبلاگهای مورد نظر شما مورد استقبال مخاطبین قرار میگیره باید ریشه رو در جای دیگه جستجو کرد که یک دلیلش عدم وجود رسانه های آزاد در کشوره و به همین دلیل ملت علاقه ی شدیدی به مسائلی که در جامعه به صورت تابو درومده نشون میدن.
مریم: لوکادیوم عزیز متوجه منطور شما شدم.مطمئنن هر کسی آزاده هرچی می خواد تو وب لاگش بنویسه ولی حرف من احترامه.مثل اینکه ما بگیم هر کسی حق داره تو خیابون هر جور دلش بخواد با هر کسی حرف بزنه.یا مثلا توهین کنه.والبته در مورد ریشه مشکلات منم با نظرت کاملا موافقم
اکتبر 15, 2007 at 8:09 ق.ظ
سلام خانومه مریم
امروز برای اولین بار هست که وبلاگ شما رو باز می کنم.
مطالب فوق العاده ای نوشتید.
خوشحالم از اینکه هنوز توی این مملکت افرادی هستن که دلشون به حال فرهنگ و رفتار مردم میسوزه.
به نوشته هاتون علاقه مند شدم.
به امید دیدار
ژانویه 12, 2008 at 10:07 ب.ظ
به نام او
ما آدما کی می خوایم یاد بگیریم اعتفاداتمونو واسه خودمون نگه داریم.به اع تقادات دیگران توهین نکنیم.
بابا یه کمی فکر کنیم که خدا ما رو با چه افتخاری راهی زمین کرد.یه روزی به فرشته هاش با افتخار می گفت :ببین بنده ی منو !!ولی حالا ……..
دلم واسه دیدن یه آدم درست و حسابی تنگیده!
از دیو و در ملولم و انسانم آرزوست.
فوریه 14, 2009 at 1:29 ب.ظ
[...] احترام در دنیای مجازی! [...]